دسته: کوهنوردی

  • مراقب آلرژی بهاری در طبیعت و کوهستان باشید

    مراقب آلرژی بهاری در طبیعت و کوهستان باشید

    زمان مطالعه: 10 دقیقه

    باید مراقب آلرژی بهاری در طبیعت و کوهستان باشیم، آلرژی فصلی (حساسیت فصلی) واکنش طبیعی سیستم ایمنی بدن به موادی است که به ظاهر، مضر نبوده و بی‌ضرر هستند، اما بدن نسبت به آنها واکنش‌های شدیدی نشان می‌دهد.این آلرژی یکی از شایع‌ترین انواع آلرژی‌هااست. آغاز فصل بهار با گرده افشانی گل ها و گیاهان همراه است و برخی از افراد نیز بدین سبب دچار آلرژی یا حساسیت فصلی می شوند. آلرژی فصلی یا حساسیت فصلی تنها مربوط به فصل بهار نمی شود ،بلکه افراد ممکن است به بسیاری از مواد مانند انواع غذاها، عطرها و … حساسیت داشته باشند اما شایع ترین نوع حساسیت فصلی، در فصل بهار رخ می دهد. گرده گیاهان، برخی داروها، مو و پشم و پر حیوانات، گرد و غبار هوا، بعضی غذاها و نیش حشرات ازمواد آلرژی زا هستندو باعث می‌شوند که سیستم ایمنی بدن، بیش از حد فعال شود و علائم حساسیت را در بدن ایجاد کند.

    آلرژی‌های فصلی، یکی از انواع شایع آلرژی‌هاست. مهم ترین عامل بروز عامل آلرژی های بهاری، گرده های آزاد شده از درختان ، گیاهان و علف های هرز به هوا است.گرده افشانی گیاهان به منظور بارور کردن دیگر گیاهان صورت می گیرد. وقتی گرده گیاه  وارد بینی شخص مبتلا به آلرژی شود، سیستم ایمنی فرد بیش از اندازه واکنش نشان می دهد. سیستم ایمنی فرد به اشتباه گرده را به عنوان عامل خارجی شناسایی کرده و آنتی بادی ترشح می کند، آنتی بادی ها در حالت معمول در هنگام وجود ویروس و یا دیگر عوامل بیماری زا،  ترشح می شود. آنتی بادی ها به آلرژن ها حمله ور شده و باعث ترشح هیستامین به خون می شود. هیستامین باعث بروز آبریزش بینی  و دیگر نشانه های آلرژی هستند. گرده ها می توانند مسافت هاحرکت کرده و باعث بروز حساسیت در افراد شوند. هر قدر تعداد گرده ها بیشتر شود آلرژی و ناراحتی بیشتری برای شخص به همراه می آورد.

    پیشنهاد بریم کوه: کوهنوردی در بهار: ۱۰ خطری که باید آن ها را بشناسید !

    علائم آلرژی فصلی

    علائم آلرژی فصلی در کوهستان

    • عطسه
    • آبریزش بینی یا گرفتگی بینی
    • آبریزش و خارش چشم
    • التهاب سینوس ها، گلو و یا کانال گوش
    • احتقان گوش

    و علائمی که کمتر رایج می باشند :

    • سردرد
    • تنگی نفس
    • خستگی
    • سرفه

    درصورتی که فرد آسم داشته باشد، احتمال حمله آسمی نیز می باشد. پس در چنین شرایطی باید خیلی مراقب بود.

    درمان آلرژی در کوهنوردی

    اغلب افراد مبتلا به حساسیت مشکل خود را میدانند و ضمن پرهیز از مواجه دارو به همراه دارند اما سرپرست یا پزشکیار تیم بایستی داروی آنتی هیستامین به همراه داشته باشد.

    بهتر است از آنتی هیستامینهایی استفاده کرد که خواب آوری کمی دارند.مثلا لوراتیدین و ستریزین نمونه های خوبی هستند.یک یا دو قرص ده میلی گرمی از آن برای بزرگسالان کفایت میکند.

    همچنین در این موارد شاید گشادکنندگان مجاری تنفسی سریع الاثر(broncho dilator short act) نیز واجب باشد بعنوان مثال افشانه ی سالبوتامول انتخاب مفیدیست که دو پاف آن با فاصله ی زمانی کوتاه میتواند تنگی نفس را رفع کند.

    البته اگر درمانهای بالا موثر نیفتاد یا بعد از چند ساعت نیاز به سالیوتامول احساس شد یا بدتر آن حمله ی آسم نیز رخ داد بایستی برنامه تعطیل شود و کوهنورد به مرکز درمانی مراجعه کند.

    حساسیت فصلی در کوهستان

    توصیه های مهم در رابطه با آلرژی فصلی در کوهستان:

    • با نشانه های شایع حساسیت ها بیشتر آشنا شوید.متداول ترین نشانه حساسیت ها عبارتند از آبریزش بینی، خارش چشم ها، عطسه، سرفه، کهیر، قرمزی پوست، سیاهی دور چشم و حملات آسمی (تنگی نفس)که ممکن است اثرات آنها کوتاه مدت و یا بلند مدت باشد. تا زمانی  که فرد در معرض عامل حساسیت زا قرار دارد ممکنِ است نشانه های آنها در فرد همچنان ادامه پیدا کند. در برخی موارد واکنش بدن ممکن است شدیدتر باشد و به تنگی نفس و اختلال در تنفس منجر شود و یا فشار خون کاهش پیدا کند که در چنین شرایطی مراجعه به مراکز درمانی و پزشک اکیدا توصیه می شود.

    • هنگامی که میزان گرده گیاهان در هوا زیاد است، به طبیعت و کوهستان نروید که اغلب در بعد از ظهرهای خشک و خنک این گونه است، ولی میزان این گرده‌ها در هوای سرد و مرطوب (بعد از باران) به طور عجیبی کاهش می‌یابد.

    • هنگام راه رفتن بر روی چمنزار و انبوه برگ‌های ریخته شده از درختان به صورت تان ماسک بزنید، زیرا در این حالت، گرده گیاهان و اسپور قارچ‌ها در هوا زیادند.

    • استفاده از ترکیب لیمو ترش و عسل:مقداری لیموترش را با مقداری آب و عسل مخلوط کنید. این ترکیب را صبح ها، به صورت ناشتا در فصولی که آلرژی دارید، مصرف کنید.مصرف این ترکیب به نرم شدن گلو کمک زیادی می کند و خلط پشت حلق را که سبب ناراحتی افرادمبتلا به حساسیت می شود از بین می برد.همچنین این ترکیب قابلیت دفع سموم بدن را دارد. علاوه بر این منبع خوبی از ویتامینC می باشد.

    • از گیاه اکالیپتوس استفاده کنید. اکالیپتوس به طور طبیعی به عنوان کاهش دهنده انواع التهاب، مخصوصا التهاب تنفسی استفاده می شود.نحوه استفاده از آن به این صورت می باشد که 2 تا 3 قاشق غذاخوری برگ خرد شده گیاه اکالیپتوس را با یک فنجان آب جوش مخلوط کنید. سپس دمنوش آن را بنوشید. التهاب ناشی از بروز حساسیت در افراد با این روش کاهش پیدا می کند.لازم به ذکر است که برگ این گیاه در عطاری ها و فروشگاه ها قابل دسترسی و خریداری است.

    • مواقعی که در اطراف شهر هستید، پنجره‌های ماشین را ببندید. زمانی كه در فضاهای بسته ای مانند خودروها قرار دارید باید شیشه ها را به طور كامل بالا بیاورید تاكمتر در معرض گرده ها قرار بگیرید.

     

    • ازمصرف غذاهای آلرژی زاخودداری نمایید.درفصولی که آلرژی دارید، سعی کنیدازمصرف غذاهای حساسیت زا خودداری کنید، زیرا علائم حساسیت زارا در شما بدتر می کنند.غذاهای تندو پر ادویه، میوه وسبزیجاتی مانندکیوی، بادمجان و گوجه فرنگی ازجمله موادی هستند که علائم حساسیت زا را در بسیاری از افراد تشدید می کنند.

    • ازمصرف خودسرانه و بدون مشورت با پزشک خودداری نمایید.افرادی که از آلرژی رنج می برند بیش از دیگران به داروهای شیمیایی حساس هستند.

    • سیگار نکشید.ازمصرف دخانیات خودداری نمایید. از محیط های ویژه افراد سیگاری دوری کنید، زیراکه مخاط های بینی و چشم می توانند تحریک شوند.

    • از تهویه کننده های هوا و فیلترها استفاده کنید. در فصل آلرژی پنجره ها را ببندید و دستگاه تهویه را روشن کنید. در فضای خیلی مرطوب با استفاده از دستگاه رطوبت زدا هوا را خشک نگه دارید چون رطوبت زیاد باعث رشد هاگها و قارچ ها می شود و آلرژی را تشدید می کند.

    • کارهای باغ داری و گل کاری را به زمان پس از گرده افشانی و بعد از پایان فصل آلرژی موکول کنید.

    • در صورتى که مى‌دانید به چه گرده گیاهى حساس هستید سعى کنید در فصل گرده افشانى آن گیاه ازرفتن به محل هاى رویش آن گیاه خوددارى کنید. ازعینکهاى آفتابى براى جلوگیرى از وارد شدن گرده‌ها به چشمهای تان استفاده کنید.

    • اگر در محل زندگی‌تان گرده‌هاى گیاهى در فضا پراکنده مى‌شوند، درها و پنجره‌هاى اتاق خواب تان را در وسط صبح (حدود ساعت ۱۰) و ابتداى غروب (حدود ساعت ۷) بسته نگه دارید چرا که معمولاً در این ساعت ها اوج گرده افشانى گیاهى صورت می‌گیرد.

    • براى درمان علائم الرژی زا تحت نظر پزشک از قرص هاى آنتى هیستامین و اسپری‌هاى ضد التهابى بینى استفاده مى‌شود. اسپرى‌ها یا قطره‌هاى بینى ضد التهاب، با کاهش تورم پوشش درون بینى گرفتگى بینى را برطرف مى‌کنند. اسپرى‌ها یا قطره‌هاى بینى ضد آلرژى با پوشش بینى و چشم مانع اثر عامل آلرژی‌زا مى‌شوند.در موارد مقاوم از اسپری‌های بینی استفاده می‌شود که با جلوگیری از آزاد شدن هیستامین در بدن از بروز علائم آلرژی ممانعت می‌کند. اگر گرفتگى بینى باعث ناراحتى چندانى نشود، قرص یا اسپرى‌هاى ضداحتقان خیلى مفید نیستند.

    • از نوشیدن مایعات غافل نشوید.نوشیدن مایعات عوارض حساسیت های تنفسی فصلی را کاهش می دهد. نوشیدن زیاد مایعات در کاهش عوارض حساسیت های تنفسی فصلی و آثار آلرژی موثر است. نوشیدن مایعات فراوان میزان ترشحات تنفسی حساسیت را رقیق کرده و عامل حساسیت زا اثر کمتری بر بدن می گذارد.

    • نگهداری گلدان های کوچک در فضای منزل، پر پرندگان خانگی و نگهداری حیواناتی مانند جوجه، اردک، گربه، سگ و غیره در محیط زندگی افراد حساس به مواد آلرژی زا را با مشکل مواجه می کند.

    • مهمترین راه برای درمان یا کنترل حساسیت‌های فصلی، از بین‌بردن عامل ایجادکننده حساسیت است. اگر واکنش‌های آلرژیک و ایمونولوژیک بیش از حد طبیعی، خفیف یا حتی متوسط باشند ممکن است برای درمان آن به استفاده از داروهای مختلف نیاز نباشد. یعنی متخصص برای سرکوب‌ سیستم ایمنی برای مدتی کوتاه و از بین‌بردن عوارض حساسیت، دارو تجویز می‌کند.

    • مصرف مکمل‌های غذایی مختلف از جمله مکمل آهن، روی، کلسیم یا… نمی‌تواند باعث درمان یا حتی کنترل کامل آلرژی‌های فصلی شود. البته ممکن است برخی از موادغذایی بتوانند در تشدید یا تخفیف علایم حساسیت موثر باشند، اما هیچ‌کدام از خوراکی‌ها و عناصر نمی‌توانند کاملاً باعث از بین رفتن این بیماری شوند. از طرف دیگر ما نمی‌توانیم خوراکی خاصی را معرفی کنیم و بگوییم که همه افراد مبتلا به حساسیت می‌توانند با حذف آن، بیماری خود را سرکوب کنند چون ممکن است نوع حساسیت به موادغذایی از فردی به فرد دیگر متفاوت باشد.

    • فردی که به حساسیت فصلی مبتلاست یا سابقه ابتلا به آن را دارد، باید تا می‌تواند دور ادویه‌ها، غذاهای تند، بودار، خوراکی‌های فرآوری‌شده (مانند سوسیس، کالباس و…) و غذاهای سرخ‌کردنی را خط بکشد.  البته به یاد داشته باشید که این غذا‌ها اصلاً نمی‌توانند عامل اولیه ابتلا به حساسیت فصلی باشند و مصرف آن‌ها ممکن است فقط شرایط فرد مبتلا به حساسیت را بد‌تر و علایم حساسیتش را شدید‌تر کند.

    • بین خوراکی‌های مختلف، مصرف میوه‌ها و سبزی‌های تازه و آب می‌تواند کمی عوارض حساسیت فصلی را کاهش دهد.

    • آزمون‌های حذف موادغذایی از ساده‌ترین راه‌های کنترل و درمان حساسیت فصلی در افرادی است که برای اولین‌بار به این بیماری مبتلا شده‌اند. یعنی این افراد باید هر روز یکی از خوراکی‌های فصلی موجود در برنامه‌غذایی شان را حذف کنند تا به نتیجه موردنظر که‌‌ همان شناسایی خوراکی آلرژن است، دست پیدا کنند.

    • از لباس هایی با الیاف طبیعی به جای الیاف مصنوعی استفاده کنید.لباس هایی با الیاف مصنوعی در اثر مالش با یکدیگر الکتریسیته ایجاد می کنند که این الکتریسیته، گرده های گل ها و گیاهان را جذب می کند و در نتیجه گرده های گیاهان نیز باردار می شوند. جریان هوا در لباس هایی با الیاف طبیعی مانند پنبه بهتر عبور می کند؛ بنابراین خشک تر می مانند و رطوبت کمتری را به خود جذب می کنند که این رطوبت باعث ایجاد کپک در لباس ها می شود.

    آلرژی در کوهستان

    • اگر فردی برای اولین‌بار غذاهای دریایی مانند ماهی یا میگو مصرف کند یا پس از سال‌ها این غذا‌ها را بخورد، ممکن است به آن‌ها حساسیت نشان دهد، یا علایم حساسیت او شدید‌تر شود؛بنابراین این گروه از افراد باید ماهی یا میگو را برای مدتی از برنامه‌غذایی شان حذف کنند تا شرایط شان بهبود یابد.

    • افزودن کمی از زنجبیل، این گیاه ضدالتهاب، به چای و آب میوه‌تان، آلرژی را در نطفه خفه کنید. افرادی که آسم و آلرژی دارند همیشه باید مواظب معده و کار کردن شکم خود باشند تا یبوست نگیرند، چون یبوست عامل همه بیماری‌ها است و افرادی که آلرژی و حساسیت دارند مشکل معده و یبوست نیز دارند. چای زنجبیل با آبلیمو برای این افراد بسیار مفید است.

    • شست وشوی بینی با سرم نمكی به باز ماندن راه های هوایی كمك زیادی می كند، استفاده از درمان موضعی اسپری های بینی بسیار كمك کننده است، 2 هفته قبل از شروع علایم با كمك درمان كم عارضه و كم هزینه ی اسپری ( کلرید سدیم )، می توانید از بروز علایم پیشگیری كنید.

    • بینی تان را شستشو دهید.یک روش موثر برای حفظ سینوس ها از مخاط در فصل آلرژی شستشوی بینی با محلول های شوری که می توانید از داروخانه ها تهیه کنید می باشد. این کار باعث بهبود سلامت بینی می شود. بعضی از افراد برای شستشوی بینی از سرنگ کوچک استفاده می کنند. در فصل حساسیت ایده ی خوبی است که این کار را یک بار و یا حتی بیش از یک بار در روز انجام دهید، ولی انجام حداقل دو یا سه بار در هفته هم کمک خواهد کرد.

    • گرده‌ها را به زمین بیندازید!شاید با نزدیک شدن بهار و گرم شدن هوا تصمیم گرفته باشید دستگاه بخور خود را جمع کنید و در انباری خانه بگذارید، درحالی که شب‌ها هنوز کمی خنک هستند و رطوبت هوای خانه کم است. در چنین مواقعی استفاده از یک دستگاه بخور سرد هوای خانه را از مواد آلرژی‌زا پاک می‌کند. قطره‌های آب معلق در هوا به مواد آلرژی‌زا می‌چسبند، در نتیجه آنها سنگین می‌شوند و به زمین می‌افتند و دیگر آنها را تنفس نمی‌کنید. همچنین استفاده از دستگاه‌های تصفیه هوا با فیلتر به خصوص در اتاق خواب بهترین راه برای پاک کردن هوا از انواع هاگ‌ها و گرده‌های گیاهان است.

    • عسل قوی ترین خوراکی برای مبارزه با آلژن های محیطی شناخته شده است. با مصرف عسل سیستم ایمنی بدن تان را در معرض یک آلرژن طبیعی بالا می برید. جویدن یک تکه موم کوچک نیز به کاهش بیشتر علائم آلرژی کمک می‌کند. عسل دارای خواص ضد باکتریایی است و نقش بسزایی در مبارزه با عفونت دارد.

    • پوست خود را مرطوب نگاه داشته و از مصرف صابون های قلیایی خود داری کنید و برای شستشو از بار صابون هایی با PH اسیدی که نزدیک به PH معمولی بدن است استفاده نموده و بلافاصله پس از استفاده از انها پوست را با کرم های مرطوب کننده و بدون عطر مرطوب نمایید.

    • مصرف مواد حساسیت زا مانند انواع تنقلات با رنگ های مصنوعی، فلفل و نوشابه را محدود کنید و بیشتر از آب و مایعات طبیعی برای جلوگیری از خشکی پوست استفاده نمایید.

    • پیش از آن که راهی سفر شوید، سعی کنید شهرهای با آب و هوای معتدل برای مسافرت انتخاب کنید. شهرهایی که در کوهپایه آنها بتوانید از گیاهان دارویی مانند خرفه، کاسنی و دیگر گیاهان دارویی صحرایی بهره‌مند شوید. در صورتی که با این گیاهان آشنایی ندارید، بهتر است از مردم بومی آن منطقه کمک بگیرید. درمانگران طب سنتی معتقدند نوشیدن روزانه مخلوطی از آب گیاهان و سبزی‌های صحرایی در فصل بهار، تاثیر بسیاری در مقاوم‌سازی بدن و پیشگیری از ابتلا به بیماری‌های فصل بهار دارد..

    • اشعه ی خورشید می تواند میزان مواد آلرژن را در پوست افزایش دهد ،ازاین رو، از کرم های ضد افتاب استفاده نمایید.

    • روی چمن بخصوص چمن خیس ننشینید چون احتمال درگیری پوستی با موادی که در گیاه چمن هستند و بویژه در برابر نور افتاب زیاد بوده و احتمال الرژی را زیاد می کنند.

    • میوه و سبزیجات تازه بخورید. مصرف مواد مغذی، دشمن سرسخت آلرژی محسوب می‌شود. آب میوه و سیزیجات بسیار به آلرژی و سم زدایی بدن در برابر آلرژن‌ها موثر است.

    • با آنتی‌اکسیدان های طبیعی التهاب سینوس‌ها و بینی راکاهش دهید.آنتی‌اکسیدان موجود در خوراکی‌های مختلف از جمله انواع میوه‌ها، سبزیجات، آجیل، تخمه، چای سبز و… التهابات ایجاد شده در داخل بدن را کاهش می‌دهد و از این طریق علائم آلرژی را متعادل می‌سازد. پس تا می‌توانید در این روزها به بدن خود آنتی‌اکسیدان برسانید. البته حواستان باشد بیشتر از 2 تا 3 فنجان چای در روز ننوشید تا تجمع کافئین در بدن به ضررتان تمام نشود

    • از مصرف ویتامین Cغافل نشوید. ویتامین Cیک آنتی اکسیدان قوی است که خاصیت آنتی هسیتامین فوق العاده ای دارد و سیستم ایمنی بدن را به شدت افزایش می دهد. ویتامین Cیک آنتی هیستامین طبیعی و مصرف آن رایج‌ترین و آسان‌ترین روش درمان واکنش‌های آلرژیک است.

    • به جای جنگل به ساحل بروید.آلرژی‌های فصل بهار و تابستان بهترین بهانه برای وقت‌گذرانی در ساحل دریا هستند! بادهای ساحلی، این مناطق را از انواع هاگ و گرده پاک می‌کند. پس هرقدر می‌توانید به ورزش‌هایی مانند والیبال در ساحل، شنا در دریا و دویدن کنار آب بپردازید تا هم از آلرژی  دور باشید و هم سلامت بدن خود را افزایش دهید. اگر هم در نزدیکی محل زندگی‌تان دریا وجود ندارد، می‌توانید به ارتفاعات و کوهنوردی بپردازید؛ چرا که در ارتفاعات گیاهان کمتری رشد می‌کنند و آلرژی کاهش پیدا می‌کند.

    • شب‌ها و صبح زود پنجره‌ها را باز نکنید.هیچ چیز مانند نسیم صبحگاهی بهاری خواب را از سرتان نمی‌پراند اما اگر آلرژی داشته باشید باز کردن پنجره به خصوص در صبح زود و آخر شب باعث می‌شود آنقدر مشغول تمیز کردن و خاراندن بینی‌تان شوید که نتوانید به‌اندازه کافی بخوابید و از این هوای بهاری لذت ببرید. استفاده از کولر در این مواقع باعث می‌شود علائم کمتری پیدا کنید. اما گاهی اوقات برخی کولرها نیز به اندازه هوای بیرون برای تان حساسیت ایجاد می‌کنند. همچنین زمانی که در اتومبیل نشسته‌اید بهتر است پنجره‌ها را ببندید و کولر را روی حالت «چرخش هوا در کابین» قرار دهید. فیلتر موجود در کابین جلو به پاک شدن هوای داخل از گرده‌ها کمک می‌کند.

    منابع :

    ۱- راهنمای ایمنی و سلامتی در کوه ،ترجمه و تدوین:وحید عرفانی،فصلنامه کوه،سال هشتم،شماره سی و یکم،1382

    ۲-راهنمای تغذیه در کوهستان،ترجمه و تدوین:وحید عرفانی،فصلنامه کوه،شماره سی و پنجم،سال نهم،

    ۳- 13823- Camping Health and Safety Tips, U.S. Department of Health & Human Services, 2015, (https://www.cdc.gov/)

    ۴- Coping with Spring Asthma and Allergies, David Anthony, Blue Mountains, (https://www.bluemts.com.au) 

    ۵- Chris Beeson: The handbook of survival at sea, Amber Books, 2003

    ۶- Gerrie Mc Call: The Handbook of the weather, Amber Books, 2002

    ۷- Tips for Coping with Spring Allergies, AAFA Community Services, 2015. Asthma and Allergy Foundation of America.

    ترجمه و تدوین:وحید عرفانی

  • ریزش بهمن[چیست و چگونه از بهمن برف نجات پیدا کنیم؟]

    ریزش بهمن[چیست و چگونه از بهمن برف نجات پیدا کنیم؟]

    زمان مطالعه: 9 دقیقه

    آشنایی با روش‌های مقابله با ریزش بهمن و خطرات کوهنوردی یکی از الزامات این ورزش هیجان‌انگیز است. سقوط بهمن یکی از مهم‌ترین حادثه‌های کوهنوردی است که جان انسان‌ها را تهدید می‌کند. اگر کوله پشتی کوهنوردی خود را آماده کرده‌اید و مترصد فتح کردن قله‌های کوه‌ها یا اسکی روی برف هستید، آگاهی از راه‌های مقابله با بهمن به یاری شما می‌آید تا از جان خود به بهترین شکل حفاظت کنید. 

    در این مقاله راه‌های شناخت بهمن، روش های مقابله با بهمن برف و راه های جلوگیری از محاصره شدن در بهمن را بررسی می‌کنیم.

     

    بهمن چیست ؟

    بهمن برف یک جریان سریع برف است که از شیب‌هایی مانند تپه‌ها یا کوه‌ها پایین می‌آید. بهمن‌های بزرگ عمدتاً از برف روان و هوا تشکیل شده‌اند و قادرند یخ، سنگ‌ها و درختان را نیز جابجا کنند.بهمن‌ها به دو شکل کلی یا ترکیبی از آن‌ها رخ می‌دهند: بهمن‌های تخته‌ای که از برف فشرده تشکیل شده‌اند و با فرورفتن لایه ضعیف زیرین برف تحریک می‌شوند، و بهمن‌های برفی آزاد که از برف شل‌تر ساخته شده‌اند. پس از وقوع، بهمن‌ها معمولاً به سرعت شتاب می‌گیرند و با جمع‌آوری برف بیشتر، جرم و حجم آن‌ها افزایش می‌یابد. اگر بهمن با سرعت کافی حرکت کند، بخشی از برف ممکن است با هوا مخلوط شده و بهمن برفی پودری شکل گیرد.

     

    سقوط بهمن

     

    بهمن چگونه بوجود می‌آید؟

     

    بهمن زمانی رخ می‌دهد که لایه‌های برف بر روی هم انباشته می‌شوند و به‌دلیل تغییرات خاصی، ناپایدار می‌شوند. هنگامی که برف زیادی می‌بارد و لایه‌های جدید روی لایه‌های قدیمی‌تر قرار می‌گیرند، ممکن است این لایه‌ها به‌دلیل فشار زیاد سقوط کنند. تغییرات ناگهانی در دما، وزش باد شدید یا حتی حرکت انسان‌ها و وسایل نقلیه در سطح برف، می‌تواند باعث ناپایداری این لایه‌ها شود. علاوه بر این، شیب تند دامنه‌ها و نوع برف نیز می‌توانند خطر بروز بهمن را افزایش دهند.

     

    نشانه‌های هشداردهنده قبل از سقوط بهمن

     

    قبل از وقوع بهمن، معمولاً می‌توان برخی نشانه‌ها را مشاهده کرد که می‌توانند به‌عنوان هشداردهنده عمل کنند. این نشانه‌ها به افراد کمک می‌کنند تا از خطر بهمن آگاه شوند و اقدامات احتیاطی لازم را انجام دهند. برخی از این نشانه‌ها عبارتند از:

    • صدای ترکیدن برف: اگر صدای ترکیدن لایه‌های برفی شنیده شود، این می‌تواند نشان‌دهنده ناپایداری برف و احتمال وقوع بهمن باشد.
    • حرکت برف: اگر لایه‌های سطحی برف شروع به حرکت یا لغزش کنند، این ممکن است علامتی از شروع بهمن باشد.
    • شکاف‌ها و ترک‌ها در برف: مشاهده شکاف یا ترک در لایه‌های برف نشان‌دهنده ناپایداری آن‌هاست و احتمال سقوط بهمن را افزایش می‌دهد.
    • تغییرات شدید در وضعیت هوا: تغییرات ناگهانی در دما یا وزش باد شدید می‌توانند به ناپایداری برف‌ها منجر شوند و خطر بهمن را بیشتر کنند.

     

     عوامل موثر در ریزش بهمن

    مهم‌ترین عوامل ریزش بهمن را می‌توان به شیب کوه، لایه‌بندی برف، آب‌وهوای منطقه و عوامل انسانی خلاصه کرد.

    شیب کوه: شیب کوه، از عوامل تاثیرگذار در وقوع بهمن است و طبق آمار اکثر بهمن‌های تخته‌ای در شیب‌های محدب بین ۳۰ تا ۴۵ درجه اتفاق می‌افتند. در شیب‌های کوژ، نوارهای صخره‌ای، شیب‌های بادگیر و… پشته برف ناپایدارتر است. در برخی نقاط مثل دهلیزهای پرشیب و باریک نیز برف مانند یک کاسه جمع شده و تبدیل به دامی برای کوهنوردان می‌شود.

    آب‌وهوای منطقه: برف تازه احتمال وقوع بهمن را افزایش می‌دهد و متعاقبا وزش باد با انباشته‌کردن حجم زیادی برف روی یک شیب،‌ این خطر را مضاف می‌کند. خطرناک‌ترین زمان برای ریزش بهمن، اغلب اولین روز آفتابی بعد از بارش برف است؛ زیرا افزایش زیاد دمای هوا مانع از انسجام برف تازه شده و از همین رو وقوع بهمن محتمل‌تر می‌شود. در صورتی که حجم برف تازه دو سانتی‌متر یا بیشتر باشد یا برف در حال بارش حجمی بیشتر از دو سانتی‌متر در ساعت داشته باشد، احتمال بهمن افزایش می‌یابد. باران نیز ممکن است به‌عنوان یک روان‌کننده یا سنگین‌کننده برف عمل کند.

    نحوه‌ لایه‌بندی برف: پس از بارش برف، عواملی نظیر باد و دمای متغیر هوا روی برف تازه اثر می‌گذارند و منجر به‌شکل‌گیری لایه‌هایی از برف با استحکام‌ متفاوت روی شیب کوه می‌شوند. این لایه‌بندی نقش بسزایی در وقوع بهمن دارد و در صورتی که یک لایه برف تازه روی بستری ناپایدار باشد، امکان لغزش لایه رویی و بهمن، دور از ذهن نیست.

    عوامل انسانی: بهمن‌های زیادی در اثر اشتباه کوهنوردان و طبیعت‌گردان به وجود می‌آید که این موضوع به‌دلایل متعددی از جمله نحوه تصمیم‌گیری، نگرش نادرست، آموزش نامناسب، عدم آگاهی، انتخاب مسیر اشتباه، بی‌توجهی به علائم هشداردهنده‌ وقوع بهمن و… بستگی دارد. به‌عنوان مثال شیب تندی که در سایه و در نزدیکی خط الراس کوه قرار دارد یا وجود حجم زیادی برف تازه می‌تواند از نشانه‌های هشداردهنده درباره بهمن باشد که فقط افراد آموزش‌دیده و ماهر به آن واقف هستند.

    در واقع دوری از بهمن یا زنده‌ماندن پس از وقوع آن، مستلزم کسب اطلاعات درباره دلایل و شرایط ریزش بهمن، داشتن تجربه صعود در مسیر‌های برفی و همین طور انتخاب مسیر صعود و فرود مناسب است.

     

    وقوع بهمن

     

    رانش بهمن

    عموما رانش بهمن به دو صورت شکل میگیرد : 1) در هنگام بارش 2) بعد بارش

    1) هنگام بارش

    در هنگام بارش معمولا در بستر هایی که شیب آنها بالای 45 درجه باشد به صورت بهمن پوسته ای و یا در شیب های کمتر 45 درجه به علت یخ زده بودن روی لایه و عدم چسبندگی برف تازه به لایه قدیمی بهمن تخته ای فرومی ریزد و در هر 2 نوع آن بهمن صورت میگیرد.

    2) بعد بارش

    بعد از بارش عوامل زیادی مانند باد ، تابش نور، زاویه ،عوامل انسانی ،ارتعاش ،لایه های برف ،تغییر دمای ناگهانی روی شکل کریستال برف تاثیر گذار بوده و باعث به وجود آمدن بهمن می شود

     

    انواع ریزش بهمن:

    1)بهمن برف تخته ای 2)بهمن برف پودری 3)بهمن برف پوسته ای 4)بهمن برف بهاره

     

    زنگ های خطر :

    1- صدای “بوم” که گاهی اوقات در زیر پاهایتان می شونوید که براثر شکستن لایه های رویی و تخلیه هوا در بین لایه ها صورت می گیرد و خطر حرکت لایه ی رویی را به همراه دارد.

    2- خط های شکسته روی برف امکان ریزش بهمن را زیاد میکند

    3- با دیدن بهمن های ریخته شده می توان حس کرد که امکان ریزش بهمن جدیدی وجود دارد .

    مقاله پیشنهادی :کمپینگ زمستانی

     

    بهمن برف

     

     قبل از سقوط بهمن بهتر است چه اقداماتی انجام دهیم؟

    – از تردد در جاده‌های بهمن‌خیز خودداری کنید.

    – در هنگام عبور از مناطق کوهستانی پر از برف باید سکوت را رعایت کرد. بوق‌ زدن یا بلند کردن صدای ضبط ماشین در این مسیرها می‌تواند موجب ریزش بهمن شود.

    – قبل از صعود به کوه باید حتما برنامه داشته باشید و سرپرست مجرب، مسیر و منطقه صعود، ظرفیت و پتانسیل افراد از قبل تعیین شده باشد.

    – دیگران را در جریان برنامه صعود و کوهنوردی خود قرار دهید.

    – وسایل ارتباطی از قبیل بی‌سیم، تلفن همراه و .. باید حتما موجود باشد. فردی که قرار است از بهمن عبور کند با فشاردادن دکمه دستگاه آن را به وضعیت فرستنده و دیگران روی وضعیت گیرنده قرار می‌دهد. فراموش نکنید که فرستنده را نباید در کوله‌پشتی قرار داد، بلکه باید آن را به گردن آویخت.

    – صعود، تمرین و کار در مناطق کوهستانی و برف‌گیر حتما باید با وسایل، لوازم و ابزار کوهنوردی اعم از لوازم فنی، پوشاک، تغذیه، امدادی و … همراه باشد.

    – در صورتی که نمی‌توان شیبی را دور زد تا حد امکان باید ارتفاع گرفت تا در مسیر طولانی بهمن قرار نگیرید.

    – در هنگام عبور ساکت باشید تا ارتعاشات صدا باعث ریزش بهمن نشود، ارتعاش یکی از عوامل مهم ریزش بهمن است. بنابراین، در جاهایی که خطر ریزش بهمن وجود دارد باید از فریاد پرهیز کنیم درواقع سکوت موجب می‌شود که بهتر متوجه ریزش برف شده و به موقع اقدام کنید.

    – بهتر است اعضای گروه در شیب‌های خطرناک در فاصله حداقل 30-20 متری یکدیگر حرکت کنند تا همگی گرفتار بهمن نشوند و بتوانند همدیگر را نجات بدهند.

    – از یک شیب برفی باید خیلی نرم و سبک قدم بردارید تا فشار و ضربه به برف مسیر وارد نشود و باعث شکست برف و جریان بهمن نشود.

    – از ریسمان یا طناب مخصوص کوهنوردی استفاده کنید.

    – روی برف زیگزاگ راه نروید و تا حد امکان به صورت یک خط مستقیم روی برف بالا بروید.

     

    ریزش بهمن

     

    ساده‌ترین روش مقابله با ریزش بهمن 

    یکی از ساده‌ترین روش‌ها برای مقابله با بهمن، دوری کردن از مکان‌هایی است که امکان ریزش بهمن در آن‌ها زیاد است.
    کوه‌های پر از برف با دامنه‌های شیب‌دار یکی از محل‌هایی است که وقوع بهمن بسیار محتمل است.
    به طور مشخص دامنه‌هایی با شیب 35 تا 40 درجه که مملو از برف هستند برای سقوط بهمن بسیار مستعدند.

     

    برای شناخت بهمن، پیش‌بینی‌های وقوع بهمن را دنبال کنید

    اگر اصرار دارید به دامنه‌های شیب‌دار پر از برف بروید و آنجا اسکی یا کوهنوردی کنید، اولین کاری که باید انجام دهید بررسی مداوم پیش‌بینی‌های ریزش بهمن است که در همه‌ی کشورها، سایت‌ها و برنامه‌هایی برای آن وجود دارد.

     

    یکی از راه‌های شناخت ریزش بهمن، توجه به لایه‌های برف است

     

    اکثر بهمن‌ برف ها پس از بارش سنگین برف و همراهی آن با باد شکل می‌گیرند. بادهای قوی می‌توانند برف را به شدت متراکم کنند و یک لایه‌ی بیرونی مستحکم از برف ایجاد کنند.
    اما تشخیص این لایه‌ی مستحکم بیرونی به تنهایی کافی نیست. مهم‌تر از آن لایه‌ی درونی برف است که اگر به اندازه‌ی کافی ضعیف باشد می‌تواند منجر به تشکیل بهمن شود.
    در واقع می‌توان آن را به یک خانه‌ی پوشالی تشبیه کرد.
    اگر چنین برفی را پیرامون خود احساس کردید سریعا از آن محل دور شوید. اگر نمی‌توانید از آنجا فرار کنید به سمت درختی نزدیک خود بروید و آن را محکم بگیرید.

    سقوط بهمن

     

    اقدامات پس از روی دادن بهمن 

    اقدامات بعد از وقوع بهمن در مناطقی که بهمن تهدید قابل توجهی برای مردم به شمار می‌رود، مانند پیست‌های اسکی، شهرهای کوهستانی، جاده‌ها و برای کوهنوردان باید انجام داد : 

     

    برای مقابله با ریزش بهمن دهان خود را بپوشانید

    اگر نتوانستید از ریزش بهمن فرار کنید و در آن گیر افتادید، اولین کار، پوشاندن دهان است. باید به گونه‌ای دهان خود را محافظت کنید که از رفتن برف به داخل آن جلوگیری شود.

     

    برای مقابله با بهمن، نفس کشیدن اصل اول است

    بیش از 70 درصد مرگ‌هایی که به خاطر بهمن برف اتفاق می‌افتد به دلیل خفگی و عدم توانایی فرد برای نفس کشیدن است.
    پس باید تلاش کنید سر خود را از توده‌ی برفی که در آن گیر افتاده‌اید بالاتر نگه دارید تا توانایی نفس کشیدن را از دست ندهید. توجه به این نکته، فاصله‌ی بین مرگ و زندگی است.

     

    از هر روشی برای نجات دادن خود کمک بگیرید

    از هر روشی که در زمان وقوع بهمن به ذهنتان می‌آید برای نجات از بهمن کمک بگیرید. پا کوبیدن، لگد زدن، حرکتی شبیه شنای پروانه و هر کاری که شما را یک قدم به زنده ماندن نزدیک می‌کند.

     

    کوله‌پشتی خود را نگه دارید

    برخلاف باور عمومی که بر رها کردن کوله‌پشتی تأکید می‌کند، اگر یک کوله بر پشت خود دارید، بهتر است آن را نزد خود نگه دارید.
    دومین دلیل عمده‌ی مرگ ناشی از ریزش بهمن، مربوط به برخورد به درخت، تخته سنگ و نظایر این‌ها و ترومای ناشی از آن است.
    بنابراین وقتی کوله‌پشتی خود را همراه داشته باشید، هنگام برخورد به این مانع‌ها، به عنوان یک محافظ برای شما عمل می‌کند.

     

    نجات از ریزش بهمن

     

    آنچه باید برای پس از سقوط بهمن بدانید

    بعد از آنکه بهمن فروکش کرد تنها می‌توانید برای رسیدن کمک منتظر بمانید.
    در این مدت مهمترین کار، تنفس است که کار راحتی نیست. وقتی در زیر برف نفس می‌کشید برف‌های مقابل صورت شما آب می‌شود و لحظاتی بعد به دلیل سرما، تبدیل به یخ خواهد شد.
    بنابراین بهتر است یک پلاستیک دور سر خود بکشید.
    روش دیگر مشت کردن دست و بیرون آوردن آن از برف است. این روش هم به تنفس شما کمک می‌کند و هم نشانه‌ای برای امدادگران است که شما را پیدا کنند.

     

    بهترین زمان نجات یافتن از ریزش بهمن

    طبق آمار، 15 دقیقه‌ی ابتدایی گرفتار شدن در بهمن، بهترین زمان نجات یافتن است. اگر این زمان به 20 دقیقه برسد، احتمال زنده ماندن به 30 درصد کاهش می‌یابد.

    √ بعد از رفتن به زیر برف زمان طلایی شما تا قبل از بیهوشی است پس باید نهایت تمرکز خود را به خرج دهید تا از سقوط بهمن نجات پیدا کنید.

     

    ریزش بهمن

     

    استفاده از ابزار کمکی برای مقابله با بهمن برف

    به لطف تکنولوژی، روش‌هایی برای افزایش احتمال زنده ماندن هنگام ریزش بهمن وجود دارد. استفاده از ترنسیور بهمن (avalanche beacon) بهترین ابزار برای مقابله با ریزش بهمن است.
    این وسیله به امدادگران کمک می‌کند تا شما را ردیابی کنند.
    بنابراین بهتر است از آغاز فرایند کوهنوردی این وسیله را به خود متصل کنید. ناگفته نماند که این ابزار، نباید شما را از رعایت نکات ایمنی هنگام کوهنوردی غافل کند.

     

    جمع بندی

    ریزش بهمن یک جریان سریع برف است که معمولاً در شیب‌های تپه‌ها یا کوه‌ها رخ می‌دهد و می‌تواند به‌طور خودبخود به دلیل بارش زیاد برف، تغییرات دمایی یا به واسطه عواملی مانند انسان‌ها، حیوانات و زلزله‌ها تحریک شود. بهمن‌ها معمولاً در شرایط جوی ناپایدار و در مناطقی با لایه‌های برف ضعیف یا سنگین رخ می‌دهند و می‌توانند یخ، سنگ و درختان را جابجا کنند. این پدیده در مناطق با ارتفاعات بالا و در فصول سرد به طور گسترده‌تری اتفاق می‌افتد.

    عوامل مختلفی مانند بارش زیاد برف، ذوب شدن برف زیر تابش خورشید، تغییرات دمایی و فرسایش لایه برف می‌توانند باعث ناپایداری برف و در نتیجه وقوع بهمن شوند. در مناطقی که بهمن تهدید جدی به شمار می‌رود، مانند پیست‌های اسکی، جاده‌ها و مناطق کوهستانی، اقدامات پیشگیرانه برای کاهش خطر بهمن ضروری است. این اقدامات شامل استفاده از مواد منفجره برای تحریک بهمن به‌صورت کنترل‌شده، اسکی برش برای فشرده‌سازی برف و تثبیت لایه‌های برف است.

    تثبیت برف، آموزش‌های ویژه و استفاده از فناوری‌های پیشرفته در پیشگیری از سقوط بهمن نقش مهمی ایفا می‌کند. این اقدامات به کاهش خطر وقوع بهمن و به حداقل رساندن خسارات آن کمک می‌کند و برای حفظ ایمنی ساکنان و کوهنوردان ضروری است.

     

    منبع : en.wikipedia.org

  • واریس در کوهنوردی

    واریس در کوهنوردی

    زمان مطالعه: 3 دقیقهبا توجه به ماهیت استقامتی بودن رشته ورزشی کوهنوردی و فعالیتهای مکرر گام برداری و ایستادن های طولانی مدت آن، یکی از آسیب های شایع که در طولانی مدت نمود پیدا خواهد کرد واریس می باشد.

    اغلب افراد مبتلا به واریس، معمولا بیماری زمینه ای ندارند و بدون هیچ دلیل روشنی دچار چنین بیماری می‌شوند. هرچند این بیماری معمولا علامت و یا عارضه خاصی ندارد، ولی برای بعضی افراد از نظر زیبایی مشکل ساز است.

    واریس

     

    آشنایی با وریدهای طبیعی پا

    وریدها، عروق خونی هستند که خون را به قلب بر می‌گردانند. جریان خون از عروق پا بالا می‌رود، به عروق بزرگتر می‌ریزد و نهایتا به سمت قلب حرکت می‌کند.

    سه نوع رگ در پاها وجود دارد:

    وریدهای سطحی:  آنهایی هستند که درست در زیر سطح پوست قرار دارند . شما معمولا می‌توانید آنها را ببینید و یا وریدهای سطحی بزرگتر را لمس کنید. همین عروق سطحی پا هستند که ممکن است واریسی شوند.

    وریدهای عمقی: پا که از لابلای عضلات عبور می‌کنند. شما نمی توانید آنها را ببینید و یا لمس کنید.

    تعداد زیادی عروق ارتباطی (سوراخ) کوچک وجود دارند که خون را از وریدهای سطحی به عروق عمقی منتقل می‌کنند.همچنین دریچه های یک طرفه ای در درون رگهای بزرگتر و با فواصل مشخص وجود دارند. این دریچه ها از بازگشت خون به سمت عقب (جهت اشتباه) جلوگیری می‌کنند. هنگامی که ما می‌ایستیم، بین خون موجود در پاها و قلب ما ارتفاع زیادی وجود دارد. جاذبه تمایل دارد که خون را به سمت پایین بکشد، ولی دریچه های وریدی مانع این کار می‌شوند و سبب می‌شوند تا جریان طبیعی خون به سمت قلب ادامه داشته باشد.

    رگ های پا

    مقایسه رگ های طبیعی و رگ های واریسی:

    رگهای واریسی
    واریس در واقع بخش گشاد شده (بزرگ شده) وریدهاست که درست زیر سطح پوست مخصوصا در پاها قرار گرفته است. آنها اغلب به راحتی دیده می‌شوند، زیرا بزرگ و برجسته هستند. البته اگر شما اضافه وزن داشته باشید، آنها به دلیل پنهان شدن بوسیله بافت چربی زیر پوست، به راحتی قابل مشاهده نخواهند بود.سایر انواع رگهای کوچکتری که ممکن است توجه شما را جلب کنند شامل:شبکه عروقی «شبکه ای از وریدهای کوچک که بسیار نزدیک هم قرار گرفته اند» و عروق عنکبوتی که شبیه الگوی starburst در یک قسمت از پا دیده می‌شوند، می‌باشند. آنها رگهای واریسی واقعی نیستند.

     

    چه چیز باعث واریسی شدن رگها می‌شود؟

    تصور بر این است که دیواره ورید در بعضی قسمتها ضعیف می‌شود. سپس این بخش ها گشاد شده و برجسته می‌شوند. اگر این اتفاق در نزدیکی دریچه رخ دهد، ممکن است دریچه نیز آسیب دیده و جریان خون به عقب بر گردد. در صورت بروز این اتفاق برای یک دریچه، فشار اضافی در ورید م می‌گردد که باعث گشادتر شدن بخشهای مختلف و درگیری تعداد بیشتری از دریچه ها می‌گرد. سپس خون در ورید متسع جمع شده و ان را برجسته می‌سازد.

     توصیه های مهم برای پیشگیری و مراقبت از واریس در اندام‌ها:

    از نشستن يا مخصوصا ايستادن طولانی مدت در یک جا بپرهيزيد.

    اگر نحوه کار شما به گونه‌ايست که مجبور هستيد مدت زمانی طولانی یکجا و ثابت بی‌حرکت بمانيد، اندام‌های پايينی مانند انگشتان و مچ‌ پاها را مرتب حرکت داده و عضلات آن را منقبض کنيد.

    جهت تغییر پوزیشن بدنتان از جا برخيزيد و در اطراف قدم بزنيد.

    بصورت مرتب روزی چند مرتبه دراز کشیده و پاها را به مدت چند دقیقه بالاتر از سطح قلب بگذارید.
    وضعيت تورم اندام‌های پايينی ناشی از آسیب و بی‌کفايتی سياهرگی، اغلب با استفاده از جوراب‌های مخصوص واريس درمان می‌شود. اين جوراب‌ها از خارج، روی ساق پا فشار آورده و از تورم شديد که می‌تواند به ضخامت پوست و ايجاد زخم بستر منجر شود، پيشگيری می‌کنند.

    ورزش منظم و تقویت عضلات جهت بالا بردن آمادگی بدنی نيز از اهميت ویژه ای برخوردار است، فعاليت‌هايی مانند: راه رفتن، دوچرخه سواری يا شنا به کاهش فشار در سياه رگ‌ها و کاهش ناراحتی های آن کمک می‌کنند.

     

    منبع : انجمن پزشکی کوهستان

  • چالش های نانوشته کوهنوردی حرفه ای

    چالش های نانوشته کوهنوردی حرفه ای

    زمان مطالعه: 4 دقیقهحرفی برای گفتن

    برخی از کوهنوردان برای ارزیابی توانمندی جسمی و روانی و همچنین جهت ارتقاع جایگاه خود در جامعه کوهنوردی (که از انگیزه های همه ورزشکاران و از حقوق شخصی افراد می باشد؛) تمام ظرفیت های بالقوه خود را بکار گرفته تا به قلل مرتفع و فراسوی مرزها صعود کرده و رتبه ورزشی خود را به قصد رکورد زدن در جامعه و در جمع رقبای خود افزایش دهند؛ لذا در جامعه کوه نوردی طبق اطلاعات موجود و سوابق مندرج این فعالیت ها به کندی آغاز و با تاسف به تندی فروکش و خاتمه می یاید.

    از خاطر نبریم اغلب کسانی که به هر طریقی بی محابا به عرصه ناشناخته ورزش حرفه ای و هیمالیا روی می آورند به گمان نگارنده دشواری و هزینه های تحمیلی آن را نادیده گرفته و یا اهمیت نمی دهند. گرچه واژه هیمالیانوردی و گام نهادن در فراز و نشیب رشته کوه هیمالیا و دیگر قلل مرتفع جهان از آمال و آرزوهای بزرگ کشورها و جایگاه برتر آن در جوامع کوهنوردی مقدس و لذت بخش است؛ اما توجه به ساختار و فرهنگ برخواسته از محیط پیرامون و همچنین تاب و تحمل و شرایط نانوشته آن از شروطی است که تصورات واهی و آمادگی ذهنی را شفاف و انسان را در مقابله با شکست و پیروزی اطمینان خاطر میدهد. (ما برای ورود به عرصه ورزش حرفه ای نمی توانیم بگوییم به هیمالیا برویم و حادثه هم نداشته باشیم. یکی از کوهنوردان فرانسه بود که در قله لوتسه ناپدید شد؛ یعنی در سیزدهمین ۸۰۰۰ متری. هیچ آثاری از او باقی نماند؛ ببینید هیمالیانوردی، عجین با حادثه است…” (ناگفته های صادق آقاجانی)

    تاریخ کوهنوردی همچون دیگر پدیده های اجتماعی در ایران دارای فراز و نشیب زیادی بوده و در طول این مدت بسیاری برای پیشبرد این رشته ورزشی متحمل زحمات جان فرسا و گران سنگی شده اند که قابل تصور و قیاس نیست.

    تعداد زیادی از هیمالیانوردان در مسیر و یا در بلندای قلل ۸ هزارمتری جان شیرین خود را از دست داده اند که جبران ناپذیر و دل انسان بدرد می آید. لذا همه کسانی که در پی ورزش حرفه ای هستند باید خود را شناخته و قابلیت های جسمی و روحی خود را سنجیده و آزمون های سخت آن را تجربه کرده باشد. به مصاف قله ها رفتن با ادعا میسر نمی شود؛ با غرور تعیین نمی گردد؛ بدون در نظر گرفتن نقاط ضعف و قوت کامیابی حاصل نمی شود. وقتی انسان به مرز طاقت خود نزدیک می شود، همه جزئیات اهمیت می یابد؛ لذا پروسه و شکل گیری هیمالیانوردی در ایران با دشواری زیادی به همراه بوده و هست. هر فردی بعد از صعود از یک قله فوق العاده دشوار در خواهد یافت که قله های بسیار بزرگ دیگری برای صعود و جود دارند.”

    کوهنوردی حرفه ای

    (نلسون ماندلا) در جامعه کوهنوردی گاهی تنوع طلبی و نیازهای فردی بتدریج تبدیل به منافع جمعی می گردد و یا جامعه با تاثیرپذیری از دانش روز و الگوبرداری از فراسوی مرزها لاجرم نیازمند پذیرش برخی باورها و تغییر در ساختار است که مشروط به هنجارشکنی و عبور از برخی خطوط قرمز در فرهنگ و سنن خانواده و جامعه زیستی خواهد بود.

    آیا خود را در محیط ناامن هیمالیا و فضای پرالتهاب آن محک زده ایم؟ آیا زمینه و شرایط پذیرش پیامدهای تلخ و شیرین در شخصیت و باطن خویش تبلور یافته است؟ آیا توافق ذهنی و پیامدهای پس پرده با اقوام و محل زیست فراهم شده؟ و دهها موارد مشابه دیگر که از حوصله این نوشته خارج اما از اسباب و ملزومات ورزش حرفه ای و ورود به عرصه هیمالیا می باشد. به هر حال صعود به قلل ۸ هزار متری با هر هدفی که باشد از سختی و خطا و خطر آن چیزی نمی کاهد.

    در این خصوص انگیزه ها و و نوع آوری در ورزش حرفه ای و توسعه آن گاهی با مقاومت همراه بوده و برای قبول و پذیرش هزینه های نانوشته آن خواسته و ناخاسته نیازمند هنجارشکنی و داشتن اراده راسخ و مقابله محترمانه با باورهای نفوذناپذیر و فرهنگ برخواسته از جامعه خواهد بود. | احیا و ترویج کوهنوردی حرفه ای به عنوان یک رشته ورزشی و مدال آور از بدو ورود با چالش و سرسختی باورهای اجتماعی همراه بوده و در این خصوص جرات و اقتدار برخی مدیران نهادهی کوهنوردی و همراهی روشنفکران برای تجمیع نظرات و دست یابی به توافق اجتماعی انکارناپذیر و همواره قابل تحسین است.

    پذیرش باورها و ورود به عرصه کوهنوردی حرفه ای به تعبیر عامه مقابله با برخی ارزشها و نیز پاسخ گویی به ایده های نو کار دشوار و همراه با صرف انرژی است که گاهی رمق انسان را می گیرد؛ از اینرو در جامعه همواره نسبت به توسعه ورزش حرفه ای و گام نهادن به قلل ۸هزارمتری همراه با چالش و فراز و نشیب زیادی بوده است.

    حرف های ناگفته کوهنوردی حرفه ای

    ویژگی هیمالیانوردی و ورود به عرصه کوهنوردی حرفه ای در طول تاریخ کوتاه کشور همراه با ناکامی و حوادثی ناگواری بوده که ارزیابی و قضاوت در پشت درهای بسته دشوار و نمی توان دیگران را مورد شماتت و و سرزنش قرار داد؛ لذا برای فرهنگ سازی و تجمیع نظرات در جامعه نیازمند ممارست و مدیریت هوشمندانه در پروسه تکوین و گذر از عرصه تاریخ است.

    بخاطر این است در اکثر اردوها و ارزیابی نفرات انتخابی برای ۸ هزار متریها مربیان و سرپرستان برنامه بشدت در آماده سازی نفرات سخت گیری کرده و به روایتی شدت سخت گیری و رقابت به حدی بوده که اصل برنامه و حضور در منطقه تحت شعاع قرار می گرفت؛ به این خاطر مردودی ها و کسانی که به هر دلیل حذف می شدند، بخاطر علاقه مندی و حفظ وجهه خویش گاها قصد تلافی جویانه و مقابله با مدیریت اردوها، بصورت انفرادی به قله مورد نظر و یا مشابه مراجعت می کردند که افراد مورد نظر بخاطر حفظ آبرو جوگیر ذهنی شده و در شرایط بحرانی ناخداگاه به صحنه حادثه هدایت می شوند.

    به همین منظور به نظر می رسد برای کسب موفقیت در برنامه های شاخص باید با پژوهش و هم اندیشی و تجدید نظر در روش ها و اندیشه های خود به دنبال راه کارهای کارآمد و جستجوی افکار بالنده باشیم. باید بپذیریم خواسته ها و نیازهای کوهنوردی حرفه ای شاید فراتر از توانمندی تشکیلات ما بوده و با برنامه ریزی و همکاری نهادهای دولتی و مشارکت بخش خصوصی نسبت به آینده نگری و پاسخگویی به جامعه کوه نوردی جدیت بیشتری نمایم.

    منبع: کانال تلگرامی باشگاه کوهنوردان ایران

  • «تامارا لانگر» کوهنورد و اسکی باز معروف

    «تامارا لانگر» کوهنورد و اسکی باز معروف

    زمان مطالعه: 4 دقیقه

    درباره تامارا لانگر

    تامارا لانگر«Tamara Lunger» در 6 ژوئن 1986 در شهر بولزانو، کشور ایتالیا متولد شده است و فرزند «هاسجورگ لانگر» ، قهرمان جهان اسکی کوهستان، می باشد.

    تامارا دوران کودکی غیر متعارف خود را در Val d’Ega تجربه کرده است، جایی در یک روستای کوچک بالاتر از بولزانو ، بین دره های کوهستان و جنگل ها بزرگ شد. بسیار نزدیک به والدین و خواهرانش.

    او در سال 2002 اسکی را شروع کرد و همزمان در رشته کوهنوردی و اسکی کوهستان فعالیت می کرد.

    تامارا طی سالهای 2007 تا 2009 بیش از 9 قهرمانی در ورزش اسکی کوهستان کسب نموده است.

    تامارا لانگر

    جوان ترین دختر صعود کننده به کی 2

    تامارا لانگر در 23 می 2010 در سن 23 سالگی توانست قله لوتسه به ارتفاع 8516 متر، را صعود کند و لقب (جوان ترین دختر صعود کننده به کی 2) را از آن خود کرد.

    او در سال 2014 قله کی 2 را نیز با استفاده از اکسیژن مصنوعی صعود کرد.

     

    تامارا و کوهستان مرگ

    در زمستان سال های 2015 و 2016، تامارا لانگر به همراه سیمون مورو برای اولین صعود زمستانه به قله نانگاپاربات (معروف به کوهستان مرگ) تلاش کردند اما زمانی که تنها 70 متر مانده بود تا به قله برسند، تامارا انصراف داد،اگر او انصراف نمیداد اولین زنی میشد که به نانگاپاربات صعود کرده.

    مورو در کنار الکس تیکسون و علی سدپارا به قله رسید. تامارا احساس ناخوشایندی داشت و به صدای درونی اش که او را به فرود دعوت می کرد گوش داد، زیرا می دانست اگر برای افتخار به کوهنوردی ادامه می داد، بعداً برای پایین آمدن به کمک احتیاج خواهد داشت.
    اما این تصمیم هوشمندانه تامارا نشان داد حفظ جانش برای او از کسب عنوان مهم تر است!

    در مصاحبه ای تامارا در مورد نانگاپاربات گفت که پدر مادرش او را به صعود نانگاپاربات تشویق می کردند. او می گفت که: نانگا رویای من بود ولی من انرژی زیادی از دست داده بودم چون قبلا بالا آورده بودم و به همین خاطر می دانستم که اگر ادامه دهم بازگشت سختی خواهم داشت و به همین دلیل تصمیم گرفتم از 70 متری قله بازگردم.

    درباره تامارا لونگر

     

    قله پوبدا (یکی از سردترین نقاط زمین)

    در فوریه سال 2018 در زمستان ۲۰۱۸ “سیمونه”و “تامارا” بار دیگر بهمراه هم دست به ماجراجویی در شرق سیبری زدند و موفق شدند اولین صعود زمستانه “گورا پوبدا” (پیک پوبدا هم نامیده می‌شود) به ارتفاع ۳۰۰۳ متر را صعود کنند، آنها  قله “پیک پوبدا” در شرق سیبری را سرمای منجمدکننده حدود منفی ۵۰ درجه صعود کردند.

    این قله یکی از دور افتاده ترین و خطرناک ترین قلل هفت هزار متری جهان است و همچنین یکی از سردترین نقاط زمین نیز نام گرفته است.

    تامارا در جریان یکیی از صعودهای زمستانه به کی 2 بعد از مرگ دلخراش یکی از همنوردانش (مینگوته) و انصراف همنورد اصلی وی (الکس گاوان)، توانست روحیه خود را حفظ کند وبه تنهایی به مسیر صعود ادامه دهد.

    زیرا تامارا همیشه سعی دارد درون هر چیز بد، چیزی دیگر کشف کند،غلبه کند و در نتیجه قوی تر شود.

     

    صعودهای تامارا لانگر

    2009 – صعود به قله ایمجاتسه(معروف به آیلندپیک) به ارتفاع 6189 متر

    2010 – صعود به لوتسه به عنوان جوان ترین زن صعود کننده (در سن 23 سالگی) به این قله، به ارتفااع 8516 متر

    2011 – صعود به قله خان تنگری به ارتفاع 7010 متر

    2012 – صعود به قله موستاق آتا به ارتفاع 7546 متر

    2013 – صعود به قله لنین(ابن سینا) به ارتفاع 7134 متر

    2014 – صعود به قله کی 2 بدون کپسول اکسیژن به ارتفاع 8611 متر

    2015 – تلاش برای صعود زمستانی به قله ماناسلو به ارتفاع 8156 متر به همراهی سیمون مورو، اما این صعود به دلیل بارش سنگین برف در منطقه، لغو شد

    2016 – تلاش برای صعود زمستانه به نانگاپاربات به ارتفاع 8126 اما تامارا از 70 متری قله فرود را انتخاب کرد

    2018 – صعود زمستانه به قله گورا پوبدا به ارتفاع 3003 متر با همراهی سیمون مورو

    در زمستان سال 2019 قرار شد تامارا لانگر و سیمون مورو اولین صعود زمستانه قلل گاشربروم 1 و گاشربروم 2 را رقم بزنند اما به دلیل مصدومیت سیمون مورو این صعود متوقف شد.

    tamara lunger

    «هر لحظه‌ای که در کوهستان می‌گذرانم به من کمک می‌کند از اینکه هستم آگاهی داشته باشم و نسبت به زندگی قدردان‌تر باشم. »
    این سخنان از بانوی پُر‌انگیزه ایتالیایی می‌باشد که سرمشق و الگوی خیلی از دختران جوان در سطح جهان قرار گرفته است. تامارا لانگر از 14 سالگی رویای قله‌های 8000 متری را در سر داشت؛ رویایی که خیلی هم از او دور نبود. شاید همین اشتیاق لونگر را تبدیل به دومین زن ایتالیایی در تاریخ کوهنوردی کرده که موفق به صعود قله K2 شده است.

    تامارا آنقدر از خواسته خود در زندگی اطمینان داشت که پس از اولین تجربه کوهنوردی خود گفت: “همه چیز برای من روشن است. این همان چیزی است که من می‌خواهم!”

  • زندگینامه و صعودهای رینهولد مسنر

    زندگینامه و صعودهای رینهولد مسنر

    زمان مطالعه: 6 دقیقه

    حتی مرگ برادر و جا گذاشتن او در قله، آسیب دیدگی شدید او در حادثه یا نامردی دوستان نتوانست او را از صعودهای سهمگین و بزرگ وا دارد. رینهولد مسنر، با وجود فراز و نشیب‌های فراوان در راه صعود، توانست صعودهای عجیب انفرادی داشته باشد و اکنون از بزرگترین کوهنوردان جهان محسوب می‌شود.

     

    بیوگرافی رینهولد مسنر

    رینهولد مسنر، متولد 1944 در ایتالیا است. او دومین فرزند یک خانواده پرجمعیت 10 نفره بود که از همان کودکی، با صعود و کوهستان زندگی می‌کرد. او ابتدا در سنین کم، با پدر و سپس با برادر خود که 20 ماه فاصله سنی داشتند، صعود‌هایی اگرچه کوتاه، اما فراتر از انتظار یک کودک داشته است. رینهولد مسنر، دلیل علاقه خود به کوهنوردی را داستان‌های کوهنوردان بزرگ که در کودکی از مادر خود می‌شنید اعلام کرده است.

     

    از صعود به همراه برادر تا جدایی

    رینهولد به همراه برادر کوچکتر خود گوتر (Gunther) در سن 13 و 11 سالگی، صعود‌های خود را شروع کردند. این دو برادر صعود‌های متعددی را به همراه یکدیگر انجام دادند به طوری که در سن 20 سالگی، از جمله بهترین کوهنوردان زمان خود شناخته می‌شدند اما اتفاق سختی، باعث جدایی دو برادر شد. در یکی از صعود‌های دو نفره، که با خواست رینهولد و در طی جریانی مفصل شکل گرفت، برادر کوچکتر بعد از شرایط ناپایدار در آب و هوای نه چندان مناسب کوهستان، هنگام فرود در طی حادثه ای، درگذشت. در این حادثه صعود، رینهولد نیز دچار آسیب‌هایی از ناحیه انگشتان و یخ زدگی شد. با این حال مورد انتقاد سختی قرار گرفت. پس از این حادثه، صعود‌های انفرادی بزرگ مسنر شروع شد.

    رینهولد مسنر
    صعود به اورست، بدون اکسیژن همراه

    در سال 1978 مسنر و‌هابلر بدون اکسیژن اضافی از اورست، بلندترین کوه جهان بالا رفتند. دو کوهنورد اولین تلاش خود را از 21 آوریل آغاز کردند، اما دو روز بعد‌هابلر به دلیل مسمومیت غذایی بیمار شد. صبح روز بعد مسنر بدون‌هابلر راه افتاد، اما طوفانی سهمگین با دمای 40 درجه زیر صفر و وزش باد 125 مایل در ساعت به مدت دو روز، ادامه کار را غیر ممکن می‌کرد. مسنر به اردوگاه اصلی  جایی که همراهش‌هابلر اکنون بهبود یافته‌بود برگشت.‌هابلر می‌خواست از اکسیژن استفاده کند‌، اما مسنر گفت که از آن استفاده نمی‌کند و با هر کسی که از اکسیژن استفاده کند نیز صعود نخواهد کرد. وی میخواست رکورد صعود به بالاترین ارتفاع بدون اکسیژن را ثبت کند.‌هابلر تسلیم وی شد و دوباره راه افتادند. پس از اردوگاه دوم و حرکت به سمت کوه جنوبی با ارتفاع 7986 متر اثرات کمبود اکسیژن را تجربه کردند:سردرد، دوبینی و عدم توانایی در خواب.

    در 8 مه این افراد آماده صعود نهایی شدند. به جای صحبت، از حرکات دست برای برقراری ارتباط استفاده می‌کردند. صعود به کمپ V در ارتفاع 8500 متری چهار ساعت طول کشید. با وجود شرایط آب و هوا‌، آنها به بخش جنوبی، 260 متر بالاتر حرکت کردند. سرانجام به سختی، بین ساعت یک تا دو بعد از ظهر سرانجام به قله رسیدند.

     

    بعداً در کتاب Outthere.com از‌هابلر نوشتند که «دهان ماسنر کاملاً باز و نفس نفس می‌زد. چهره او تقریباً بدون ویژگی انسانی بود. توان جسمی‌ما تمام شده بود. به سختی توان آن را داشتیم که با یک حرکت ده قدم پیش برویم.» مسنر گفت«وقتی روی قله ایستاد‌، احساس می‌کرد چیزی بیش از یک ریه در حال نفس نفس زدن که بر فراز مه و قله‌ها شناور است، نیست.»

     

    تجربه رینهولد مسنر قله‌های بیشتر

    در سال 1979 مسنر از K2‌، دومین کوه بلند جهان بالا رفت و در سال 1980 اولین کسی بود که صعود انفرادی از اورست داشت. پس از آن Kangchenjunga سپس Gasherbrum II و Broad Peak هدف‌های صعود وی قرار گرفتند. وی با صعود از این سه کوه در یک فصل باعث شد همه بدانند برای یک انسان اگر آسان نبود، حداقل امکان‌پذیر بود که از همه بلندترین کوههای جهان در طول زندگی عبور کند. در سال  1985 نیز از آناپورنا و دالاگیری بالا رفت.

    هر صعود جدید، علیرغم اضافه کردن موفقیتی دیگر، مسنر را با چالش جدیدی روبرو کرد. او سه بار تلاش کرد از ماکالو بالا برود. در سال 1986 او و‌هانس کامرلندر، شریک زندگی خود، از لوتسه صعود کردند و مسنر را به اولین کسی تبدیل کردند که به 14 قله 8000 متری صعود کرد.

     

    یکی از مشارکت کنندگان اکونومیست اظهار داشت که از آن زمان بسیاری از کوهنوردان حدس زده‌اندکه وسواس مسنر برای فتح همه قله‌های بلند جهان به منظور توبه‌ای برای مرگ گونتر است. اما همچنین اشاره کرد که مسنر این موضوع را انکار کرد. با این حال، افزود: «این صعود غم انگیز بدون شک به او آموخت خط نازکی بین موفقیت و شکست‌، زندگی و مرگ در کوه وجود دارد و این درس، او را از نظر روحی برای سیزده صعود وی در روزهای بعد آماده کرد.»

    مسنر به دنبال این موفقیت، سومین نفری شد که بلندترین کوه‌ها در هر هفت قاره زمین را فتح کرد. وی همچنین وقت خود را برای نوشتن بیش از 30 کتاب در مورد تجربه‌ی خود قرار داد.

    نمایی از صعودهای مهم رینهولد مسنر

    رینهولد مسنر، صعود‌های فراوانی را داشته که رکورددار فتح قله‌ها بدون اکسیژن محسوب می‌شود. از جمله این صعودها می‌توان به چند نمونه زیر اشاره کرد:

    • 1970 نانگا پاربات- (8125 متر)، اولین صعود به همراه برادرش گونتر.
    • 1972 ماناسلو- (8163 متر)، اولین صعود به ماناسلو بدون اکسیژن اضافی. 
    • 1975- گاشربروم -(8،080 متر)، اولین صعود بدون اکسیژن اضافی با پیتر‌هابلر.
    • 1978 اورست (8،848 متر)، اولین صعود به اورست بدون اکسیژن اضافی (با پیتر‌هابلر)
    • 1978-نانگا پاربات (8125 متر)،اولین صعود انفرادی هشت هزار متری از اردوگاه پایه. مسیر جدیدی را در Diamir Face پیمود  که از آن زمان هرگز تکرار نشده است.
    • 1979- K2 (8،611 متر) تا حدی به سبک آلپ با مایکل داچر در Abruzzi Spur.
    • 1980 اورست (8،848 متر) انفرادی و بدون اکسیژن اضافی صعود کرد. او مسیر جدیدی را در North Face ایجاد کرد.
    • 1981 صعود شیشاپانگما (8،027 متر) با فریدل ماتشلچنر.
    • 1982 کانچنجونگا (8586 متر)
    • 1982-گاشربروم1و2- (8،034 متر) 
    • 1982-برودپیک -(8،051 متر)
    • 1983 چوآویو (8188 متر) صعود با‌هانس کامرلندر و مایکل داچر در مسیری نیمه جدید.
    •  1984 گاشربروم 1- (8،080 متر)
    • 1984 گاشربروم 2- (8،034 متر) اولین عبور از دو هشت متری بدون بازگشت به اردوگاه پایه (با‌هانس کامرلندر).
    • 1985- آناپورنا (8،091 متر)
    • 1985- دائولاگیری (8،167 متر) 
    • 1986 ماكالو (8،485 متر)‌،
    • 1986- لوتسه (8516 متر) 

     

    رینهولد مسنر در اورست

    دستیابی به اولین‌ها توسط رینهولد مسنر

    مسنر اولین نفری بود که تمام 14 قله هشت هزار متری جهان را صعود کرده است. پیش از این کسی به این رکورد دست پیدا نکرده بود. بسیاری از صعود‌های تک نفره وی به این هشت هزارمتری‌ها، برای اولین بار بود که بدون اکسیژن همراه انجام می‌شد. مانند صعود بدون اکسیژن به K2،ماناسلو،گاشربروم 1، اورست و…  او همچنین توانست رکورد صعود بدون اکسیژن به سه کوه بلند جهان، تمام هشت هزارمتری‌ها و بسیاری از اولین‌های دیگر را به نام خود ثبت کند.

     

    ورود به سیاست

    رینهولد مسنر بعد از دوران کوهنوردی و با بالارفتن سن، وارد عرصه سیاست شد. وی در سال 1999 به عنوان یکی از اعضای پارلمان اروپا شناخته شد. وی در این رابطه توضیح میداد که «اعضای پارلمان اروپا هیچ قدرت واقعی ندارند‌، فقط امکان راهنمایی و مشاوره به کمیسیون و شورای وزیران را دارند.» او از موقعیت خود در عرصه سیاست استفاده کرد تا به نمایندگی از تبت، که حمله و سرکوب دولت چین را از دهه 1940 تحمل کرد، صحبت کند.

     

    بخشی از نظرات رینهولد مسنر 

    مسنر در رابطه با خطرات کوهنوردی و نزدیکی به مرگ در کوه گفت:

    «بی‌شک کوهنوردی بدون خطر مرگ، کوهنوردی نیست. اما من به جای رفتن به دنبال مرگ، برای زنده ماندن در کوه تلاش می‌کنم. زنده ماندن در شرایط سخت کوه هنر کوهنوردی است. بهترین کوهنورد کسی است که تمام تلاش خود را می‌کند، بدون انجام اشتباه، زنده بماند.»

    رینهولد مسنر و هابلر

    میراث رینهولد مسنر برای کوهنوردان

    مسنر بی شک یکی از برترین کوهنوردان تاریخ شناخته می‌شود. اگرچه که همواره حمله‌های زیادی به روش‌ها و منش وی شده است. اما هرگز نمی‌توان از توانایی وی در صعود به قله‌ها در شرایط سخت و هنگام دست و پنجه نرم کردن با مرگ و زندگی چشم پوشی کرد.

     تکنیک‌های کوهنوردی مسنر باعث الهام بخشیدن به کوهنوردان جهان، علی الخصوص کوهنوردانی شد که تازه پا در مسیر کوهنوردی گذاشتند. به گفته مورفی‌، کریس بونینگتون، از صعود کنندگان به اورست در مورد مسنر خاطرنشان کرد: «دیواری به نام غیرممکن وجود دارد که انبوه مردم در هر زمینه با آن روبرو می‌شوند و آنها را از ادامه مسیر بازمیدارد. سپس یک نفر که نوعی ویژگی خیالی اضافی دارد، از آن دیوار می‌پرد. این تفاوت رینهولد مسنر با انسان‌های عادی است. » اما مسنر نظر دیگری داشت و به Genovagando گفت: «من زندگی عادی دارم. کوهنوردی من همیشه راهی برای آزمایش خودم بوده است. من همیشه به جایی می‌رفتم كه برای آزمایش مهارت خود با خطر و تلاش روبرو می‌شدم حتی پیشرفت اندک رویای من است. و رویایی است که مرا بیدار نگه می‌دارد.»

    منابع: :www.gq-magazine.co.uk

    biography.yourdictionary.com

  • جلوگیری از ارتفاع زدگی: نکاتی برای کوهنوردان و مسافران

    جلوگیری از ارتفاع زدگی: نکاتی برای کوهنوردان و مسافران

    زمان مطالعه: 8 دقیقه

    بسیاری از مردم رویای کوهنوردی در کلرادو یا کوهپیمایی در نپال را دارند، اما به این فکر می‌کنند که چگونه ارتفاع زیاد بر آنها تأثیر می‌گذارد. بنابراین در پست امروز مجله بریم کوه ، من می‌خواهم نکات مورد علاقه خود را برای جلوگیری از ارتفاع زدگی به اشتراک بگذارم.

    تجربه من از ارتفاع: من در دنور زندگی می‌کنم (5280 فوت) و مرتباً تا ارتفاع 14000 فوت در قله‌های محلی بالا می‌روم. من همچنین به کوه‌های هواینا پوتوسی (19,974 فوت)، کلیمانجارو (19,340 فوت)، آلپامایو کوچک (17,749 فوت)، ایزتاکی هواتل (17,159 فوت) و آرارات (16,854 فوت) صعود کرده‌ام.

    جالب اینجاست که یکی از سخت‌ترین تجربه‌های شدید من از ارتفاع زدگی، شامل رانندگی به صومعه Rongbuk در تبت (16،340 فوت) و شب در آنجا ماندن می‌شود. در این مورد پایین‌تر بیشتر توضیح می‌دهم.

    سلب مسئولیت (توجه! توجه!)

    هیچ یک از موارد بالا من را پزشک نمی‌کند. قبل از رفتن به ارتفاع، بهتر است به یک کلینیک مسافرتی مراجعه کنید یا با پزشکی که خوب شما را می‌شناسد مشورت کنید. در صورت وجود بیماری زمینه‌ای یا استفاده از داروهایی برای جلوگیری از ارتفاع زدگی، اهمیت این مسئله دو چندان می‌شود.

    بیماری ارتفاع یا ارتفاع زدگی چیست؟

    ارتفاع زدگی در واقع سه شکل دارد. بسیاری از کوهنوردان در ارتفاعات زیاد، علائم بیماری حاد کوهی یا AMS پیدا می‌کنند. این علائم شامل سردرد (شایع‌ترین)، ناراحتی معده (از جمله استفراغ)، خستگی، سرگیجه و مشکل خواب است. بیماری AMS گرچه احساس ناخوشایندی دارد اما معمولا با مراقبت و استراحت، خود به خود از بین می‌رود.

    وقتی در این پست در مورد «ارتفاع زدگی» صحبت می‌کنم، منظورم AMS است. با این وجود، دو نوع دیگر از ارتفاع زدگی وجود دارد که باید از آنها آگاه باشید.

    اگر از طرفداران کتاب‌های بلایای کوهنوردی هستید، ممکن است با دو شکل شدید ارتفاع زدگی آشنا باشید: HAPE (ادم ریوی در ارتفاع زیاد) و HACE (ادم مغزی در ارتفاع زیاد). این دو بیماری به ترتیب شامل تجمع مایعات در اطراف ریه‌ها و مغز می‌باشند. HACE و HAPE در مقایسه با AMS  بیماری‌های نادری هستند. با این حال، در صورت وقوع، موارد اضطراری هستند که نیاز به کاهش ارتفاع فوری و توجه پزشکی دارند.

    می توانید درباره هر سه نوع بیماری ارتفاع در وب سایت موسسه پزشکی ارتفاع اطلاعات بیشتری کسب کنید.

    چرا ارتفاع زدگی اتفاق می‌افتد؟

    برخلاف تصور عمومی، مولکول‌های اکسیژن 21 درصد هوا را در ارتفاع زیاد تشکیل می‌دهند، دقیقاً مانند سطح دریا. با این حال، از آنجا که فشار جو کمتر است؛ این مولکول‌های اکسیژن از یکدیگر فاصله بیشتری دارند. این یعنی شما با هر بار تنفس، مولکول‌های اکسیژن کمتری را به داخل شش‌هایتان می‌فرستید. در نتیجه اکسیژن کمتری توسط خون شما به سلول‌ها، از جمله عضلات در حال کار منتقل می‌شود.

    فرآیند هضم غذا به اکسیژن زیادی نیاز دارد و این توضیح می‌دهد که چرا بسیاری از افراد در ارتفاع دچار ناراحتی‌های معده می‌شوند. اختلالات خواب ممکن است به افزایش ضربان قلب یا سطح پایین دی اکسید کربن مربوط باشد (در ارتفاعات بالا، بعضی از افراد در طول خواب چند ثانیه تنفس را متوقف می‌کنند و با احساس تنگی نفس از خواب بیدار می‌شوند).

    علم پزشکی هنوز دقیقاً مطمئن نیست که چرا فشار کم جو باعث سردرد می‌شود.

    جلوگیری از ارتفاع زدگی: نکاتی برای کوهنوردان و مسافران

    در چه ارتفاعی ارتفاع زدگی اتفاق می‌افتد؟

    بسیاری از کوهنوردانی که از مناطق با ارتفاعات پایین می‌آیند، احساس خستگی بیشتری در حدود ارتفاع 5000 فوت می‌کنند. همچنین بعضی افراد تغییرات نامحسوسی را در دید خود تجربه می‌کنند (به ویژه افراد با بینایی ضعیف در شب). افراد مستعد ممکن است در حدود 6000 فوت احساس بیماری کنند. تقریباً نیمی از افرادی که ارتفاع بیش از 8000 فوت را پشت سر می‌گذرانند؛ سردرد یا سایر علائم ارتفاع زدگی را گزارش می‌کنند.

    HAPE و HACE در بین افرادی که به ترتیب در ارتفاعات بیشتر از 10000 فوت و 12000 فوت وقت می‌گذرانند، شایع‌تر هستند.

    چه مدت طول می‌کشد تا دچار ارتفاع زدگی شوید؟

    هنگامی که به ارتفاعات بالا می‌رسید، بدن شما تقریباً بلافاصله با افزایش میزان تنفس، ضربان قلب و فشار خون خود را وفق می‌دهد. در عرض چند ساعت، بدن شما شروع به تولید سلول‌های قرمز خون اضافی برای جذب و انتقال اکسیژن می‌کند. اگر به مدت یک هفته (و به خصوص برای چند ماه) در آن ارتفاع بمانید، بدن شما سازش‌های شگفت انگیزی پیدا می‌کند.

    علائم ارتفاع زدگی معمولا در عرض 24 ساعت پس از رسیدن به ارتفاع ظاهر می‌شوند و به مدت 1 تا 2 روز ادامه دارند (با فرض اینکه هیچ گونه افزایش در ارتفاع اتفاق نیافتد).

    آیا در کلرادو دچار ارتفاع زدگی می‌شوم؟

    نتایج یک مطالعه نشان داد، حدود 60 درصد از افرادی که در ارتفاع بالای 9،800 فوت می‌خوابند (تقریبا حدود ارتفاع کوه‌های برکنریج و کوپر) علائم ارتفاع زدگی را تجربه می‌کنند. اگر از ارتفاعات کم به کلرادو سفر می‌کنید، می‌توانید با گذراندن یک روز در دنور، بولدر یا چشمه‌های آب گرم کلرادو، قبل از رفتن به کوه، احتمال ابتلا به ارتفاع زدگی را به میزان قابل توجهی کاهش دهید.

    بسیاری از افراد می توانند برای چند ساعت به ارتفاعات بالا (برای مثال قله یکی از کوه‌های 14,000فوتی کلرادو) صعود کنند بدون اینکه دچار ارتفاع زدگی شوند. کلید این است که به آرامی بالا بروید. اختصاص یک روز برای عادت کردن به آب و هوای جدید، قبل از اقدام به صعود، می‌تواند بسیار کمک کننده باشد.

    آیا پیشگیری از ابتلا به ارتفاع زدگی امکان پذیر است؟

    نه همیشه. به نظر می‌رسد برخی افراد از نظر ژنتیکی بیشتر مستعد ابتلا به ارتفاع زدگی هستند. تحقیقات نشان می‌دهد که کسانی که به طور طبیعی تنفس سطحی دارند، بیشتر در خطر هستند.

    با این حال، می‌توانید با آموزش صحیح، صرف وقت اضافی برای خو گرفتن با محیط جدید، صعود آهسته و تمرین مراقبت از خود، شانس ابتلا به ارتفاع زدگی را کاهش دهید.

    آیا می‌توان با آموزش مناسب احتمال ابتلا به ارتفاع زدگی را کاهش داد؟

    تا حدی بله. تحقیقات انجام شده در مورد افراد بومی ارتفاعات زیاد (فکر می کنم شرپاها و تبتی‌ها) نشان می‌دهد که آنها به طور طبیعی دارای حداکثر اکسیژن مصرفی بالایی هستند. این بدان معنی است که بدن آنها در استفاده از مقدار کم اکسیژن در هوا بسیار کارآمد است.

    برخی از دستورالعمل‌های تمرین کاردیو برای کوهنوردان، صخره نوردان به ارتفاعات بالا:

    • همیشه با ایجاد یک پایه هوازی خوب با مسافت طولانی و آهسته (3-4 سطح تلاش در مقیاس 10) شروع کنید. یکی از این تمرینات باید دویدن «طولانی» یا پیاده روی شما باشد و حدود 30 تا 50 درصد از کل تمرین شما را تشکیل دهد. مهم نیست که چقدر پیشرفت کرده‌اید، 70-80 درصد از آموزش شما باید با این شدت باشد.
    • پس از انجام هفته ای حدود سه ساعت تمرین طولانی و مسافت آهسته، مقداری تمرین سرعت با فواصل طولانی برای فشار آوردن به آستانه لاکتات خود اضافه کنید. این کارها باید در یک سطح تلاش 6-7 و حدود 1-2 بار در هفته انجام شوند.
    • وقتی که حدود 7 ساعت در هفته با موفقیت تمرین کردید، یک تمرین با شدت بالا اضافه کنید که حداکثر اکسیژن مصرفی شما را تحت فشار قرار دهد.
    • به تدریج زمان استراحت بین فواصل را کاهش دهید تا بدن یاد بگیرد که تجمع یون‌های هیدروژن در خون شما را تحمل کند.
    جلوگیری از ارتفاع زدگی: نکاتی برای کوهنوردان و مسافران

    چگونه می‌توانم در حین پیاده روی و کوهنوردی از ابتلا به ارتفاع زدگی جلوگیری کنم؟

    در اینجا چند نکته مفید در زمینه پیشگیری از ارتفاع زدگی آورده ام که از کوهنوردان دیگر، راهنماها و تجربیات خودم جمع‌آوری کرده ام.

    • برای خو گرفتن با محیط و آب و هوا وقت بگذارید. ارزش دارد چند روز از تعطیلات خود را قبل از تلاش برای صعود به ارتفاع مورد نظر، در استراحت در ارتفاعات متوسط ​​و سپس مرتفع سپری کنید.
    • در صورت امکان، قبل از اقدام به صعود، سعی کنید حداقل 3 روز در ارتفاع حدود 8,000 فوت وقت بگذارید. (یا پیاده روی‌های روزانه خود را انجام دهید)
    • در هر روز مشخص، بیشتر از 1500 فوت بالاتر از اردوگاه قبلی خود نخوابید.
    • به آرامی بالا بروید. کل صعود شما باید در حد سرعت مکالمه‌ای باشد. اگر در حالی که دارید با دوست خود صحبت می‌کنید، نفس نفس می‌زنید، سرعت صعود را کم کنید. جالب است که بدانید، بیشتر افرادی که به ارتفاع زدگی دچار می‌شوند جوان و متناسب هستند. این مسئله، احتمالاً به این دلیل است که آنها تمایل دارند سریع‌تر از افراد دیگر در تیم صعود کنند.
    • آب زیادی بنوشید، اما بیش از حد نشود. دو تا چهار لیتر در روز برای بیشتر افراد در ارتفاع بالا کافی است.
    • از مصرف الکل و قرص‌های خواب آور حاوی بنزودیازپین‌ها (معمولاً بنادریل/دیفن هیدرامین) خودداری کنید. زیرا این داروها می‌توانند مشکلات خواب شما را بدتر کنند. اگر نگران خواب یا جت لگ هستید، در مورد داروهای مناسب ارتفاعات بالا از پزشک خود سوال کنید.
    • کاهش اشتها و ناراحتی معده می‌توانند جز مشکلات ارتفاعات زیاد باشند. در دوران عادت دادن خود به محیط، وعده‌های غذایی کوچک را به طور مرتب بخورید. کربوهیدرات‌ها نسبت به چربی‌ها و پروتئین‌ها در معده راحت‌تر هضم می‌شوند. چند میان وعده خوشمزه از خانه بیاورید که حتی اگر گرسنه نباشید وسوسه تان کند.

    اگر دچار ارتفاع زدگی شدم چطور آن را درمان کنم؟

    موثرترین درمان ارتفاع زدگی، پایین آمدن از ارتفاع است. فقط چند صد فوت کاهش ارتفاع می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند. اگر پایین آمدن امکان پذیر نیست، در همان ارتفاع استراحت کنید (و قطعاً سعی نکنید در ارتفاع بالاتر بخوابید)

    در طول این بیماری، مراقبت از خود را به خوبی انجام دهید. استراحت کافی داشته باشید. سعی کنید مایعات بنوشید و تغذیه خوبی داشته باشید. ممکن است واقعاً احساس مریضی کنید، اما به خاطر داشته باشید که بیشتر افراد مبتلا به AMS طی یک یا دو روز احساس بهتری می‌کنند.

    در حالی که بیشتر موارد ارتفاع زدگی به خودی خود بهتر می شوند، مراقب علائم HAPE و HACE باشید. مخصوصا اگر در ارتفاع بیش از 10 هزار فوت هستید.

    داروهایی مانند Diamox ممکن است در درمان ارتفاع زدگی مفید باشند، همانطور که در بخش بعدی توضیح خواهم داد.

    جلوگیری از ارتفاع زدگی: نکاتی برای کوهنوردان و مسافران

    آیا باید از قرص‌های ارتفاع زدگی(Diamox/Acetazolamide)استفاده کنم؟

    تا همین اواخر، داروهای ارتفاع زدگی به ندرت توسط کوهنوردان به جز کوهنوردان نپالی و ارتفاعات زیاد(کوهنوردی در ارتفاعات بالای 16,000 فوت) مصرف می‌شدند. اما در چند سال گذشته، من سوالات زیادی را از خوانندگان و دانشجویان کوهنوردی دریافت کرده ام که آیا این داروها می‌توانند هنگام صعود به کوه‌های 14,000فوتی کلرادو، کوه رینیر یا قله‌های کم ارتفاع دیگر، به آنها کمک کنند؟

    این سوال باعث ایجاد شور و اشتیاق زیادی در جامعه کوهنوردی می‌شود. فقط از چند کوهنورد با تجربه سوال کنید و می‌بینید که بسیاری از افراد نظرات شدیدی در این زمینه دارند!

    در پایین جوانب مثبت و منفی‌ای که من از راهنمایان ارتفاعات بالا در بولیوی و واشنگتن شنیده‌ام، آورده شده است.(راهنمای واشنگتن راهنمای کوه اورست بود)

    جوانب مثبت

    • داروهایی مانند Diamox در صورت رعایت تمرین‌های مفید دیگر (کندی صعود و غیره) تا حدی در جلوگیری از ارتفاع زدگی موثر هستند. برای بهترین نتیجه، مصرف دارو را 1-2 روز قبل از رسیدن به ارتفاع شروع کنید.
    • حتی اگر از Diamox به عنوان پیشگیری استفاده نکنید، می توانید در صورت بروز علائم، از آن برای درمان ارتفاع زدگی استفاده کنید. حتماً از پزشک یا داروساز خود بپرسید که در این حالت دوز مناسب شما چیست.

    جوانب منفی

    • شکایت شماره یک که بیشتر راهنمایان و کوهنوردان باتجربه از Diamox دارند این است که یک داروی جادویی نیست. شما می‌توانید با سازگاری مناسب، صعود آرام، نوشیدن آب کافی و خوردن وعده‌های غذایی کوچک غنی از کربوهیدرات به همان نتایج مطلوب و بدون عوارض جانبی آزار دهنده (افزایش ادرار، سوزن سوزن شدن اندام‌ها) برسید.
    • طبق راهنماها، Diamox می‌تواند به طور موقت علائم بیماری در ارتفاع را پنهان کند. شخصی که علائم خفیف ارتفاع زدگی را هنگام استفاده از دیاموکس تجربه می‌کند، هنگام انجام پیاده روی یا صعود می‌تواند ناگهان کاملاً بیمار شود. به همین دلیل، راهنماها بیشتر مراقب افرادی هستند که Diamox مصرف می‌کنند. 
    • به زبان ساده، Diamox هیچ جایگزینی برای سازگاری مناسب و صعود آرام (1500 فوت در روز بین اردوگاه‌ها) نیست. هرگز از آن برای «فشار دادن» سازگاری خود به فراتر از زمان توصیه شده استفاده نکنید.

    من شخصاً با و بدون Diamox صعود کرده ام. احساس می‌کنم که مصرف Diamox به طور پیشگیرانه باعث افزایش کیفیت اشتها و خواب من می‌شود؛ وقتی که برای مدت طولانی بالاتر از 14000 فوت باشم. با این حال، این دارو قطعا محدودیت‌های خود را دارد! در صومعه Rongbuk در تبت، دو نفر از ما Diamox مصرف می‌کردیم و یک نفر از این دارو استفاده نمی‌کرد. با این حال هر سه ما حال بدی داشتیم. (البته ما سوار ماشین بودیم، این مسئله برای کوهنوردان کمتر مشکل ساز خواهد بود)

    چگونه می توانم به طور طبیعی ارتفاع زدگی را درمان یا پیشگیری کنم؟

    برخی شواهد نشان می‌دهند که مکمل‌های gingko biloba می‌توانند به جلوگیری از ارتفاع زدگی کمک کنند، زمانی که مصرف آنها حدود پنج روز قبل از صعود شروع شود. با این حال، تکرار این مطالعه دشوار است زیرا مکمل‌ها از نظر کیفیت و قدرت متفاوت هستند.

    هنگام سفر به مناطق مختلف دنیا و پیاده روی و کوهنوردی، متوجه خواهید شد که در بسیاری از فرهنگ‌ها از غذاها و گیاهان برای جلوگیری از ارتفاع زدگی استفاده می‌شود. تبتی‌ها چای کره یاک می‌نوشند. آمریکایی‌های جنوبی برگ کوکا را می‌جوند و چای کوکا می‌نوشند. شاید برخی از این درمان‌های طبیعی برای شما مفید باشد. حداقل امتحان کردن آنها یک تجربه فرهنگی سرگرم کننده خواهد بود.

    منبع: missadventurepants.com

     

  • یرزی کوکوچکا، تکرار نشدنی

    یرزی کوکوچکا، تکرار نشدنی

    زمان مطالعه: 6 دقیقه

    یرزی کوکوچکا کوهنوردی لهستانی بود که ارتفاعات بسیاری را درنوردید. در 18 سپتامبر 1987، او پس از رینهولد مسنر، دومین مردی بود که توانست به چهارده قله‌ی هشت هزار متری در جهان صعود کند. او همچنین اولین مردی بود که توانست به سه ارتفاع از این چهارده ارتفاع در زمستان صعود کند.

    یرزی کوکوچکا

    همه چیز درباره‌ی یرزی کوکوچکا

    (1948-1989) از برجسته‌ترین کوهنوردان جهان محسوب می‌شود. پس از رینهولد مسنر، وی دومین مرد تاریخ بود که تاج هیمالیا را تصرف کرد. او این کار را به سبکی بهتر از مسنر انجام داده است: زیر 8 سال، 11 مسیر جدید، چهار صعود زمستانی. یرزی کوکوچکا تنها در یک صعود، از اکسیژن استفاده کرد. وی عضو یکی از گروه‌های نخبه کوهنورد هیمالیایی لهستانی بود که تخصص آن‌ها در صعودهای زمستانی (به نام جنگجویان یخی) بود.

    او اولین مردی است که اولین صعودهای زمستانی را به ۳ ارتفاع هشت هزار متری انجام داد: دائولاگیری با آندره چک در 1985، کانگچنچونگا با کریستوف ولکیکی در 1986 و آناپورنا با آرتور هایزر در 1987. یکی از سخت‌ترین مسیرهایی که او طی کرد کاراکورام لهستان بود. او مسیر جدید در سمت شمالی کی دبلیو  را انتخاب کرد(با تدوز پیوتروسکی)، که هیچ کس هرگز تکرار نکرده است.

     

    زندگی یرزی کوکوچکا

    کوکوچکا در سال 1948، 24 مارس در کاتوویتس (لهستان) متولد شد. او مدرسه ابتدایی و مدرسه تجارت را در کاتوویتس به پایان رساند.

    او ابتدا صخره نورد و سپس کوهنورد بود.اولین صخره نوردی وی  در سال 1965 (4 سپتامبر) بود. دوستش او را به پودلسیس، یکی از نقاط کوهنوردی با دیواره های سنگ آهک 25 متر ارتفاع، برد. در همین روز اول، کوکوچکای جوان احساس می‌کرد که کوهنوردی نقطه‌ی قوت بسیار مهمی در زندگی او است.

    به زودی او کوهنوردی را در باشگاه کوهنوردی در کاتوویتس شروع کرد. در سال 1966 دوره کوهنوردی را در کوههای تاترا گذراند (مربیان وی Janusz Kurczab و Kazimierz Liszka بودند که در آینده شرکای کوهنوردی او شدند). از آن به بعد او هر سال به نقاط بالاتری در تاترا صعود کرد.

    زندگی کوهنوردی کوکوچکا

    در سال 1971 با یرزی کالا و بیگنیو واچ اولین صعود زمستانی از کورتیکواکا VI + را آغاز کرد.(مسیر وویسیه کورتیکا در آن زمان سخت‌ترین مسیر صعود در تاترا بود). سال آینده با آندره ماخنیک مسیر جدیدی را در ستون شمالی Mały Durny Szczyt طی کرد.

    پس از دومین فصل زمستان، مورد استقبال کوهنوردان نخبه باشگاه کوهنوردی قرار گرفت و توانست به دولومیتهای ایتالیا برود. در این زمان لهستان کشور کمونیستی بود. رفتن به خارج از کشور سخت بود و برای همه امکان‌پذیر نبود. یکی از فرصت‌های سفر کوهنوردی بود (که توسط باشگاه کوهنوردی برگزار شد).

    در دولومیتس با شرکا مسیر جدیدی را آغاز کرد. در این صعود او مورد اصابت سنگ قرار گرفت، اما با این همه، باقی اعضای تیم مسیر را به پایان رسانند. پس از این حادثه وی 6 روز را در بیمارستان گذراند و پس از آن دوباره به کوهنوردی بازگشت. 

    آنچه به دست آورد مسیری جدید و آسته سوساتی درپونتا سیوتا بود. او در زمستان به دولومیتس بازگشت و اولین صعود زمستانی از طریق Via dell’Ideale (سمت جنوبی از Marmolada d’Ombretta) را انجام داد.

    تابستان سال 1973 او به ماسه کوه بلانک رفت. با Wojciech Kurtyka و Marek Łukaszewski مسیر جدیدی را در Petit Dru (پیت ژان) طی نمود. در این سفر او، اول  انجام داد  کوه‌ مونت بلانک یکی از اصلی‌ترین این کوه‌ها بود. در سال 1974 او به کوه مک کینلی (Denali فعلی) در Alasca صعود کرد.  چندین بار انگشت پای او دچار سرما زدگی شد و در ارتفاعات ضعیف بود. یک سال بعد با سیسیلیا کوکوچزا ازدواج کرد. در ماه عسل او توانست مسیر جدیدی را در کلاسهای ژوراسیس بپیماید.

    در سال 1976 با گروهی به هندوکش رفت. او به تنهایی کوه اول و کوه تز صعود کرد. دو سال بعد بازگشت و دو صعود خوب دیگر انجام داد.

    در سال 1981 با کریستوف ولیکی و ریشارد پاولوسکی به نیوزیلند رفت.

     

    یرزی کوکوچکا
    یرزی کوکوچکا

    صعودهای هشت هزار متری یرزی کوکوچکا

    مجموعه‌ی صعودهای کوکوچکا نشان می‌دهد که چرا بسیاری او را یکی از بهترین کوهنوردان تاریخ می‌دانند. او در مدت هشت سال به چهارده کوه صعود کرد. تا به آن زمان، یا پس از آن، هیچ کوهنوردی از نظر زمانی این رکورد را ثبت نکرده‌اند. کوکوچکا ده مسیر جدید ایجاد کرد و در زمستان از چهار قله صعود کرد. وی یکی از اعضای نخبه گروه کوهنوردی هیمالیایی لهستانی بود که در صعودهای زمستانی تخصص داشت.

    او اولین بار هیمالیا را در سال 1977 فتح کرد. او کوه نانگا پاربات را نیز امتحان کرد. اما موفقیتی در این زمینه نصیب او نشد.

    1979 – لوتسه – مسیر عادی

    ای. هینریش، ای چک، کوکوچکا و اسکورک مسیر طبیعی لوتسه(NE) را در فصل عادی سال پس از مفصل موسمی در تاریخ ۴ اکتبر 1979 فتح کردند. او در حالی به قله رسید که از اکسیژن اضافی استفاده نکرد.

    1980 – کوه اورست – مسیر جدید

    در 17 فوریه سال  1980 لزک سیچی و کریستوفر ویلکی اولین صعود زمستانی را به کوه اورست انجام دادند. این اعزام توسط اندره زاوادا  رهبری شد. بیس کمپ و برخی از اردوگاهها (I و II) در مسیر عادی اورست وجود دارند. این کمپ‌ها سفرهای بعدی بهاری را در کوه اورست امکان‌پذیر می‌کنند. پس از یک ماه مسیر آماده سازی برای قله فراهم شده بود. آندره چوک و جرزی کوکوچکا که در 19 مه 1980 با صعودشان به اورست، برای این قله مسیر جدیدی را  در ستون جنوبی هموار کردند. این تنها زمانی است که کوکوچکا از اکسیژن مکمل استفاده کرد.

    1981 – ماکالو – مسیر جدید ، صعود انفرادی یرزی کوکوچکا

    سال دیگر، در سال 1981، کوکوچکا به یک هدفی بزرگ‌تر در ماکالو رسید: او توانست با فتح زین عظیم بین قله اصلی و ماکالو – و ان وی ریج  به صورت انفرادی تغییری بزرگ ایجاد نماید

    1982 – برودپیک – مسیر عادی ، سبک آلپی

    سپس در سال 1982، کوکوچکا به همراه دوست خود ووجیچ کورتیکا به هیمالیا بازگشت تا مسیر عادی این‌مسیر را بپیماید.

    1983 – گاشربروم I & II – مسیر جدید ، به سبک آلپ

    ووسیه کورتیکا و یرزی کوکوچکا مسیرهای جدیدی را در هر دو قله‌ی I و II  گرشابروم به سبک آلپ فتح کردند.

    1984 – برودپیک – مسیر جدید ، به سبک آلپی

    کوکوچکا و کورتیکا  برای باز کردن مسیر جدید، از جمله عبور از سه قله برود دوباره بازگشتند.

    1985 – دائولاگیری- اولین صعود زمستانی

    1985 جورک سالی تماشایی را شروع کرد. او در 21 ژانویه  داولاگیری را (با آندره چوک) برای بار دوم فتح کرد. در مسیر  بازگشت آنها مسیر خود را از دست داده و دچار بیواک سخت (بدون چادر) شدند.

    1985 – چو آیو – دومین صعود زمستانی ، مسیر جدید

     قبل از پایان زمستان، او به تنهایی به بیس کمپ در چو اویو (قله‌ای که لهستانی-کانادایی بود) رفت. وی برای اولین صعود به سه کوهنورد دیگر از لهستان – ماسیه برباکا ، مسیج پاولیکوفسکی و آندره هاینریش – به ستون SE در چو اویو پیوست. آنها 15 فوریه حرکت کردند و این  اولین بار بود که در زمستان مسیر جدیدی با 8000 متر طی کردند. کوکوچکا در طی 25 روز دو صعود زمستانی دیگر انجام داد.

    1985 – نانگاپاربات – یرزی کوکوچکا و مسیر جدید

    تابستان 1985، یرزی با آندره هاینریش، كریستوف اوبودزینسكی و یك جوان مكزیكی به نام كارلوس كارسولیو (كوهنورد آینده دار برای به پایان رساندن 14000 هزار نفر) همكاری كرد. 

    1986 – کانچن جونگا – اولین صعود زمستانی

    او قله‌ی ۸۰۰۰ متری خود را انتخاب کرده بود و برای رسیدن به زمستان منتظر بود. فقط در این صورت بود که او از کانچن جونگا می‌توانست صعود نماید.  در 11 ژانویه 1986 مسیر عادی را طی نمود. شریک صعود او کریستف ولکیکی بود . او به جنگجوی یخی لهستانی معروف بود. 

    1986 – K2 – مسیر جدید ، به سبک آلپی

    برای حفظ رکوردهای خود، قله بعدی جایی جز K2 نخواهد بود.  آنچه یرزی کوکوچکا و تادئوس پیوتروسکی انجام دادند،  درسی بزرگ برای صعودهای سخت بود. مسیری که در مسیر جنوبی باز کردند هرگز فرد دیگری نتوانست بپیماید . مسیری که کوکوچکا طی کرد، به ندرت توسط فرد دیگری برای صعود انتخاب می‌شود.  مسیر دشوار و گردنه‌های سخت باعث شده تا  صعود از این مسیر به مثابه‌ی خودکشی باشد.

    1986 – ماناسلو – مسیر جدید ، به سبک آلپی

    یرزی در همان سال ماناسلو را نیز فتح کرد. او بار دیگر در زمستان، این فتح را انجام داد. در 10 نوامبر، كوكوچكا و آرتور هاجزر اولین صعود را به  ماناسلو انجام دادند.

    1987 – آناپورنا – اولین صعود زمستانی یرزی کوکوچکا

     پس از صعود اوایل ماه نوامبر خود به ماناسلو، جورک و آرتور هاجزر در 3 فوریه سال 1987 آناپورنا را از جبهه شمالی صعود نمودند. هاجرز در سپتامبر همان سال با کوکوچکا برای صعود به قله بازگشتند. آن زمان بود که آنها اولین صعود به جبهه شرقی شیشا پانگما (در تاریخ 18 سپتامبر 1987) را انجام دادند.

    مرگ یرزی کوکوچکا

    یرزی در تلاش (همراه باریشارد پاولوسکی) برای صعود به قله‌های آلپ، در هنگام عبور از بخش فتح نشده لوتسه در نپال، در 24 اکتبر 1989 جان خود را از دست داد. در کاتماندو، طناب  کوکوچکا قطع شد و باعث سقوط او شد.  در نتیجه کوکوچکا را به کام مرگ فرو برد. این امر باعث شد پاولوسکی دچار مشکل بزرگی شد، او در مقابل خود، بخش فتح نشده ۸۲۰۰۰ متری را داشت.  فقط سالها تجربه به او کمک کرد تا به بیس کمپ بازگردد.

    لینک منبع: winterclimb.com

  • زندگینامه و صعودهای آندره بارگیل

    زندگینامه و صعودهای آندره بارگیل

    زمان مطالعه: 6 دقیقه

    صعود از قله K2 حتی برای کوهنوردان عادی نیز کار دشواری است. آندره بارگیل (Andrzej Bargiel)، کوهنورد و اسکی باز معروف، پس از چند روز کوهنوردی، بر قله K2، دومین کوه بلند جهان صعود و سپس با اسکی به پایین برگشت. K2 بسیار شیب دار و خطرناک است. دیو واتسون، تنها آمریکایی که اقدام به اسکی K2 کرده، در رابطه با آن توضیح می‌دهد: « اگر لحظه ای سر بخوری و زمین بخوری، به احتمال زیاد خواهی مرد!»

    زندگینامه و کودکی آندره بارگیل

    آندره بارگیل، متولد 18 آوریل 1988 در Łętownia، در نزدیکی Jordanów است. او نهمین فرزند از یک خانواده پر جمعیت 11 نفره است. وی از دوران کودکی، انرژی فراوانی داشت. این باعث می‌شد اطرافیان از جمله خانواده و معلم‌ها به سختی با وی کنار بیایند. لذا تمام تلاش خود را کردند که انرژی وی را کنترل کنند. او تمام کودکی خود را در حیاط و کوچه، صرف بالارفتن از درختان، شنا و تخلیه انرژی می‌کرد.

    در دبیرستان متوجه شدند که تنها راه تخلیه انرژی وی، فعالیت منظم ورزشی است. در همان زمان او به اسب سواری و دوچرخه سواری کوهستان روی آورد. اما با اینکه مسیری از موفقیت را طی می‌کرد، به دلیل وضع خانوادگی و عدم توانایی خرید دوچرخه خوب کوهستان، این رشته را کنار گذاشت و به کوهنوردی ادامه داد. مدتی بعد، از کوهنوردی به اسکی کوهستان روی آورد.

    فرود با اسکی آندره بارگیل

    آشنایی با اسکی کوهستان

    آندره بارگیل، توسط برادر خود با دنیای اسکی آشنا شد. برادر وی یک امدادگر کوهستان بود که روزی اندره را دعوت به همراهی در دهکده لهستانی Białka Tatrzańska کرد. در آنجا او فرصتی پیدا کرد تا یک روز کاری برادرش را از نزدیک مشاهده کند.

    این آغاز داستان عشق اندره به کوهها و علاقه او به اسکی کوهستان بود. برادرش نحوه راه رفتن روی اسکی را به او آموزش داد. اندکی پس از آن، او در یک مسابقه کوهنوردی اسکی شرکت کرد و در آن مسابقات درخشید.

    گرتزیک اولین مربی او بود و تأثیر زیادی در وی داشت. او به تنهایی در شهر زادگاه خود، اتونیا، اغلب شب‌ها، و با اهداف کوچک شروع می‌کرد. اولین قله بزرگ او کوه البروس در روسیه بود. اما هدف او فتح رشته کوه‌های هیمالیا بود. هنگامی که اولین فرود باورنکردنی K2 را روی اسکی در ژوئیه 2018 انجام داد، یک قدم به رسیدن به آن هدف نزدیک شد.

    افتخارات آندره بارگیل در اسکی کوهستان

    او سه بار قهرمان لهستان در رشته اسکی کوهستان شد. در بار سوم در جام جهانی، رکورد جهانی را در مسابقه البروس زد و اولین لهستانی شد که در سال 2013 موفق به صعود به هشت هزار متری شیشاپانگما با اسکی گشته است. وی رکورد زمانی رسیدن به قله ماناسلو را ثبت کرد و به عنوان دومین مرد تاریخ شناخته شد که از این قله با اسکی به اردوگاه پایه برگشته است. در سال 2015، اولین مرد جهان شد که با اسکی از قله برودپیک به پایین آمد. سال بعد نیز برای فتح پنج قله بلند منطقه روسیه ( اتحاد جماهیر شوروی سابق)، روانه آن منطقه شد. این عزیمت باعث موفقیت وی و دریافت جایزه «پلنگ برفی» از معتبرترین جوایز کوهنوردی شد.

    صعود به K2 و فرود با اسکی

    در 15 ژوئن 2018، سفر دیگری را با نام «چالش اسکی K2» آغاز کرد. آندره بارگیل تصمیم گرفت برای پایان دادن به پروژه ای که در تابستان 2017 آغاز کرد، به کوههای Karakorum در پاکستان بازگردد. برنامه آندره این بود که از دومین کوه مرتفع جهان K2 با اسکی پایین بیاید. متأسفانه، سال قبل، شرایط خطرناک آب و هوایی در K2 به او اجازه تلاش برای رسیدن به قله را نداد و مجبور شد تحقق این رویا را به تعویق بیندازد. با این حال، تلاش وی برای عزیمت به این منطقه و فتح قله، باعث شد به هدف مورد نظر یعنی اسکی مستقیم از قله برسد.

    قله K2 اگرچه که حدود 700 فوت از اورست کوتاه‌تر است، اما شیبهای زیاد و سهمگین وی، مسیر را سخت‌تر می‌کند. لذا آمارهای ناخوشایندی از صعود به این قله در دست است: از هر چهار نفری که به قله می‌رسند، یک نفر می‌میرد. جورج بل آمریکایی در سال 1953 هنگامی که از تلاش ناکام خود بازگشت گفت: «این کوه قدری وحشی است که گویی قصد دارد شما را بکشد.»

    با اینکه مسیر فرود اسکی از قبل آماده شده بود و مشکلات احتمالی و تهدیدهای موجود در مسیر بررسی شد، اما آندره با برخی مشکلات روبرو شد. در قسمت‌های بالاتر کوه دید ضعیفی وجود داشت و آندره مجبور شد حدود یک ساعت در کمپ چهارم بماند و منتظر هوای پاک باشد. آندره حدود ساعت 7:30 بعدازظهر به اردوگاه پایگاه بازگشت. بدین صورت وی به آرزوی خود رسید و توانست نام خود را به عنوان اولین صعودکننده به K2 با اسکی ثبت کند.

    کمپ k2 آندره بارگیل

    اولین‌هایی که آندره بارگیل به آنها دست یافت

    با توجه به رشته خاص و سخت آندره بارگیل، و توانایی وی در انجام آن، او تا کنون توانسته است به مقام‌ها و رکورد‌هایی دست پیدا کند که در نوع خود دستیابی به این تعداد کم نظیر بوده. این مقام‌ها گواهی بر توانایی وی هستند. او اکنون به یکی از برترین‌های حوزه خود، اسکی کوهستان محسوب شده و توانسته جایگاه مهمی در این بخش کسب کند. نمونه‌ای از این دستاورد‌ها را می‌توان در لیست زیر مشاهده کرد.

     

    2006:

    • مقام اول: جام لهستان (کادت)

     

    2007:

    • مقام اول: جام لهستان (نوجوانان)

     

    2008

    • مقام چهارم: پیر Menta Areches (نوجوان)
    • مقام پنجم: Dachstein Xtream (نوجوانان)
    • مقام سوم: جام جهانی (نوجوانان). مدونا دی کامپیگیو، ایتالیا
    • مقام اول: قهرمان کوهنوردی اسکی لهستان

    2009

    • مقام پنجم: مسابقات قهرمانی اروپا (اسپوار)

    آپالاگو، ایتالیا

    • مقام اول: جام بین المللی جوان، Szczyrbskie Pleso (اسپوار)
    • مقام سوم: جام جهانی Dachstein Xtream (اسپوار)
    • مقام سوم: طبقه بندی عمومی جام جهانی (اسپوار)
    • مقام اول: قهرمان کوهنوردی اسکی لهستان

     

    2010

    • مقام اول: مسابقه البروس (بزرگسال). ثبت رکورد زمان جدید
    • مقام اول: قهرمان اسکی کوهنوردی لهستان

     

    2011

    • مقام هفتم: قهرمانی جهان – ووچی – اسپور عمودی. Claut، ایتالیا
    • مقام ششم: مسابقات قهرمانی جهان – دو سرعت (اسپوار). Claut، ایتالیا

     

    2018

    • اولین نفری که K2 را با اسکی به پایین آمد.

    آندره بارگیل

    برنامه صعودهای آینده آندره بارگیل

    اکنون آندره بارگیل، پس از صعود به K2 و اسکی برای فرود، و بعد از وقفه ای که بیماری همه گیر کرونا در فعالیت‌ها، از جمله کوهنوردی در سراسر جهان ایجاد کرد، در 15 آوریل 2021، Andrzej Bargiel در ادامه برنامه فتح قله‌های مختلف و مسافرت‌های پی در پی خود که بخشی از پروژه اصلی HIC SUNT LEONES است، به پاکستان عزیمت می‌کند. این پروژه از سال 2013 در حال برنامه‌ریزی است. شامل فتح قله و فرود با اسکی در بلندترین قله‌های زمین در سراسر جهان است. KARAKORAM SKI EXPEDITION قصد دارد بدون اکسیژن اضافی سریع داشته و دو شش قله شش هزار متری را اسکی کند. اولین قله انتخاب شده برای این کار، قله لیلا ( Laila Peak) به ارتفاع 6096، با شکلی کاملاً مشخص، در دره هوشه واقع شده و یکی از زیباترین قله‌های زمین به حساب می‌آید. مورد دومی که برای صعود و سپس اسکی انتخاب شده است، یاواش سر دو (Yawash Sar II ) به ارتفاع 6078 متر، قله‌ای بکر و زیباست که در دره Ghidims-Dur واقع شده است.

    هر دو قله در Karakoram پاکستان، دومین رشته کوه بزرگ کره زمین، واقع در آسیای مرکزی و در مرز پاکستان، هند و چین واقع شده است. هدف دیگر از انتخاب این دو کوه، یافتن مکان‌های بالقوه در سراسر جهان و صعود از آنها است. جایی که افراد کمی قبلا به آن صعود کرده باشند.

    اگرچه هدف‌های انتخابی، شش هزار متری هستند، اما این اهداف قله‌های بسیار سخت و طاقت فرسایی دارند و اسکی کردن روی آنها یک چالش واقعی و در عین حال خطرناک است. این سفر و صعود برنامه ریزی شده حدود 4-5 هفته به طول خواهد انجامید. آنها در مرحله اول از قله Laila Peak و در مرحله دوم از Yawash Sar II با اسکی به پایین خواهند آمد.

    بخشی از سخنان آندره بارگیل پس از صعود

    پس از صعود وی به K2 و فرود از آن با اسکی، آندره شهرت زیادی پیدا کرد. از این رو مصاحبات زیادی در این رابطه با وی انجام شد. او در بخشی از این مصاحبات، تجربیات خود از اسکی هنگام فرود را بیان کرده است. 

    وی در رابطه با وسایل و تجهیزات در هنگام صعود گفت:« برای این کار تجهیزات خاصی وجود دارد. شما نمی‌توانید از اسکی معمولی برای فرود استفاده کنید. اسکی کوهستان معمولا کوچکتر و اصلاح شده است. سالها طول کشید تا بتوانم تجهیزات مناسب و تجربیات زیادی را جمع‌آوری کنم.

    وی همچنین در رابطه با لقب منطقه مرگ برای K2 گفت من این عبارت «منطقه مرگ» را دوست ندارم، زیرا فکر نمی‌کنم که توصیف درستی از این منطقه داشته باشد. اما حقیقت این است که من سعی کردم تا آنجا که ممکن است زمان کمتری صرف تفکر در رابطه با این توصیفات کنم و فقط بر روی صعود تمرکز کنم.»

    منبع:

    andrzejbargiel.com

    nationalgeographic.com

     

  • این  زنان کوهنورد الهام‌بخش شما برای شروع صعود به قله‌ها از امروز هستند

    این زنان کوهنورد الهام‌بخش شما برای شروع صعود به قله‌ها از امروز هستند

    زمان مطالعه: 8 دقیقه

    از صعود نمادین که لین  هیل  بر دماغه‌ی ال کاپیتان انجام داد، تا مسیری که آنجلا ایتر  La Planta de Shiva ۲۵سال بعد طی کرد، همه‌ی این زنان کوهنورد و صعودهای افسانه‌ای آنها بهترین‌های تاریخ را تشکیل می‌دهند.

    25 سال پیش بود که لین هیل دنیای کوهنوردی را شگفت زده کرد. در زمانی که مردان این ورزش را تحت سلطه خود داشتند، وی بدون هیچ گونه حمایتی، از دیواره ال کاپیتان پارک ملی یوسمیتی بالا رفت و از 900 متر گرانیت نرم  صعود کرد. او  این کار را فقط با استفاده از دست و پا و بدون هیچ کمکی انجام داد. قسمت جالب این افسانه آنجا بود  که او نه تنها اولین زنی است که ال کپیتان را کشف کرد ، بلکه اولین کسی بود که این کار را انجام داد. او معتقد بود که سنگ یک سطح عالی است و صعود او دقیقاً این را ثابت کرد.

    وی گفت: «مهم نیست که تفاوت های جسمی ما چه باشد، با ترکیب بی‌نظیر بینایی، میل و تلاش، هر نوع صعودی ممکن است. کوتاه یا بلند، زن یا مرد، سنگ محیطی عینی است که برای همه یکسان است.»

    هیل از آن  زمان الهام‌بخش افراد بسیار زیادی بود تا از او پیروی کنند و جایگاه خود را در میان بزرگترین کوهنوردان جهان تقویت کنند. در اینجا ما به بررسی دو گروه  افسانه ها و نسل جدید می‌پردازیم

    زنان کوهنورد افسانه‌ای

    جانکو تابی یکی از زنان کوهنورد ژاپنی

     

    تابی
    زنان کوهنورد

    او یکی از زنان کوهنورد بود. کوهنوردی تنها شغل و رشته‌ی او نبود. اما او قبل از صعود دیواره غول پیکر هیل به خوبی ظاهر شد و اولین زنی بود که در سال 1975 به قله اورست رسید. علیرغم  اینکه در کودکی بسیار ضعیف بود، و در زمانی زندگی می‌کرد که کلیشه‌های جنسیتی قوی و محدود کننده بودند ، او توانست پیشگام کوهنوردی شود و در سال 1969 باشگاه کوهنوردی بانوان را تاسیس کرد. زیرا بسیاری از مردان از همراهی با او خودداری کردند.

    او به عنوان بخشی از یک تیم ژاپنی متشکل از زنان کوهنورد از اورست بالا رفت و همه آنها در حین بالا رفتن از بهمن مردند و به خاک سپرده شدند. وی گفت: «من قصد نداشتم اولین زن اورست باشم. من فقط  می‌خواستم به کوهی صعود کرده باشم. فقط به این دلیل که من اولین زن بودم، محیط پیرامون من بسیار تغییر کرد.»

    در سال 1992، یک سال قبل از صعود هیل به دماغه ، Tabei هفت قله‌ی بلند (لیست مسنر) را به پایان رساند و او را در میان بزرگترین زنان کوهنورد جهان قرار داد.

    لین هیل از زنان کوهنورد آمریکایی

    لین هیل
    لین هیل

    لین هیل، یکی از پیشگامان صعودهای آزاد (فری سولو) در دهه های 1980 و 90 بود. او یکی از اولین زنان کوهنورد بود که واقعا توانست در صخره‌نوردی  اثری ایجاد کند و علامتی از خود باقی بگذارند. او اولین صعود آزادانه دماغه در ال کاپیتان را به نام خود ثبت کرد.

    وی گفت: «ما سعی کردیم مسیرهایی را طی کنیم که ما را ملزم می‌کرد درباره‌ی خطرات تصمیم گیری کنیم. در واقع به خاطر ندارم كه از صعود کردن عقب‌نشيني كنم ، بلكه همه كارهاي لازم را براي صعودهايي انجام دادم كه فكر مي‌كردم مي توانم انجام دهم.»

    هیل 14 ساله بود که ورزش را شروع کرد ، اما فقط در مدت چهار سال سخت‌ترین مسیر صعود  توسط یک زن را به آن نقطه انجام دهد. او در سال 1993، 4 روز طول کشید و به دماغه صعود کرد و سپس سال بعد این کار را در یک روز انجام داد و همه را متحیر کرد. این صعودها باعث شد او به یک سوپراستار تبدیل شود، از Sports Illustrated گرفته تا نمایش دیوید لترمن در ایالات متحده در همه جا حضور داشت.

    کاترین دستیویل زن کوهنورد فرانسوی

    کاترین دستیوئل
    زنان کوهنورد

    در همان زمان که هیل مشغول انجام کار خود در آمریکا بود، کاترین دستیوئل در حال مبارزه با صخره‌های اروپا بود و در سال 1992 اولین زنی بود که به صورت انفرادی توانست به Eiger’s North صعود کند.

    دستیوئل مهارت های خود را در سنگفرش در فونتنبلو و کوهنوردی در کوه های آلپ آموخت و یکی از پرتلاش‌ترین زنان کوهنورد بود. چوکا در بوکس و برج ترانگو از صعودهای برجسته وی بود . اما احترامی که شایسته او بود را تنها پس از صعود به ایگر به دست آورد.

    وی یادآوری می‌کند: «بعد از ترانگو، یک یا دو نفر گفتند که جف (مرد کوهنوردی که همراهش بود) همه راه من را هدایت کرد. این درست نبود، اما در آن زمان مردم هنوز می‌گفتند: تو یک دختر هستی پس دوم شو.»

    بث رودن آمریکایی

     

    بث رودن در صحنه بزرگ کوهنوردی در دهه 1990 در یوسمیتی جای گرفت و به عنوان یکی از زنان کوهنورد از یکی از بزرگترین صخره‌ها صعود کرد.

    او که در اصل بیشتر در مسابقات کوهنوردی و با دقت در پیشروی شرکت می‌کرد، هنگامی که به پارک اسمیت راک در اورگان، ایالات متحده رفت، تلاش کرد از مسیری جدید  به نام To Bolt or Not To Be مسیر را طی نماید و به اتمام برساند. او در طی مسیر با لین هیل ملاقات کرد، که توانایی های او را دید و او را دعوت به همراهی با آنان کرد. او در ماداگاسکار کوهنوردی می‌کرد. هنگامی که او به آمریکا بازگشت، به صخره‌های Yosemite نقل مکان کرد، با تامی کالدول اعجوبه‌ی کوهنوردی آشنا شد و آنها به زوج طلایی کوهنوردی تبدیل شدند.

    آنها با هم اولین کسی بودند که در سال 2000 به El Capitan صعود کردند و سپس، پس از صعود در قرقیزستان، این عاشق کوهنوردی به مدت یک سال همراه با کالدول هیل به جایگاه دوم و سوم صعود کردند. این کار به دنبال صعود به دماغه  در سال 2005 بود.

    وی گفت: «رفتن به دماغه ال کاپیتان آرزوی مادام العمر من بود.من از سالی که لین این کار را انجام داد ، شروع به کوهنوردی کردم. هر کمپانی که وارد می شدم ، هر سالن ورزشی که می‌رفتم ، پوستر لین را داشت.» تنها اینکه مثل او شوم، حتی قبل از اینکه بفهمم ال کپ چیست، باعث شد این آرزو را داشته باشم.

    در سال 2008، رودن سخت ترین صعود یوسمیتی را پس از آن انجام داد.، 8c + (5.14cکه بسیاری از کوهنوردان، از جمله رون کاک را شکست داده بود.  از آن زمان تاکنون کسی از آن صعود نکرده است. 

    زنان کوهنورد نسل جدید

     

    ساشا دی جیولیان آمریکایی

    دی جولیان
    دی جولیان

    ساشا دی جیولیان که امروزه به عنوان یکی از بهترین کوهنوردان جهان شناخته می‌شود ، بیش از 30 صعود اول زنان  و هشت صعود اول مشترک با مردان را در کارنامه‌ی خود دارد.

    وی با الهام از هیل، هفت سالگی کوهنوردی را شروع کرد و پس از جوزونه برزیارتو اسپانیایی و شارلوت دوریف فرانسوی، سومین زنی شد که در مسیر  9a (5.14d’ و در رودخانه قرمز کنتاکی صعود کرد.

    وی می‌گوید: اولین صعودها و اولین صعودهای زنانه افتخاراتی و معیارهای تاریخی در ورزش ما هستند. به هر دو این مقام‌ها و صعودها باید اهمیت داد و آنها را برجسته کرد. واضح است که اگر زنان بتوانند صعودهای اولیه بیشتری انجام دهند، به طور کلی این‌مقام ها را جابه جا می‌کنند.

    DiGiulian موفق شده برای به دست اوردن صعودهای بزرگ به دور دنیا سفر‌نماید. یکی از افتخارات او صعود Magic Mushroom در جبهه شمالی ایگر سوئیس در سال 2015، و اولین صعود به یوسمیت در سال 2017 بود

    مارگو هیز آمریکایی


    مارگو هیز هنگامی توانست پرچم افتخارات زنان را بالا ببرد که اولین صعود توسط یک زن را به 9a + (5.15a) در La Rambla، اسپانیا، در فوریه 2017 انجام داد.  او رکورددار 9  بود ، قبل از اینکه آنجلا ایتر آن را به 9b برساند (5.15b)

    هیز در 8 سالگی در ژیمناستیک در مسابقات سطح کشوری شرکت کرد ، اما دو سال بعد کوهنوردی را شناخت و مهارت‌های خود را در تیم بولدر ABC بهبود بخشید. در سال صعود به La Rambla، او 14 مسیر با 5.14a و سخت‌تر را طی کرد.

    وی گفت: وقتی به قله‌های La Rambla صعود کردم، سیل احساسات مرا در بر گرفت به  شدت گریه می‌کردم. فکر می‌کنم ترکیبی از شادی و ناباوری بود. من هرگز و هرگز آن لحظه را فراموش نمی‌کنم.

    هیز طی هفت روز 17 تلاش برای تکمیل صعود به  La Rambla انجام داده بود و پس از رسیدن به موفقیت  این رشته را دنبال کرد.

    Anak Verhoeven

    ملیت: بلغار

    Anak Verhoeven با این حال که بیشتر به عنوان یک کوهنورد مسابقه شناخته می‌شود، اما سال گذشته  اولین زنی بود که  اولین صعود را‌ به  9a + (5.15a ) ، در Sweet Neuf در فرانسه انجام داد. 

    او کوهنوردی را با والدین خود فقط در چهار سالگی آغاز کرد، اما تمرکز خود را بیشتر بر روی کوهنوردی مسابقه‌ای گذاشت. در سال 2015 برای  اولین بار مسیر خود در 9a (5.14d) Era Vella در اسپانیا طی کرد.  Sasha DiGiulian الهام‌بخش او بود و به او امید می‌داد تا آن را امتحان کند. در کل، او اکنون 34 مسیر را با سرعت 8b + (5.14a) یا حتی سخت تر انجام داده است.

    Angela Eiter

    ملیت استرالیایی

    زنان کوهنورد
    زنان کوهنورد

    نجلا ایتر ، کوهنورد برتر مسابقات بود. او در اکتبر 2017، توانست به عنوان اولین زن به 9 La (5.15b) در La Planta de Shiva صعود کرده و در خارج از کشور خبرساز شود. فقط دو کوهنورد – آدام اوندرا و کریس شارما – این‌مسیر را سخت‌تر طی کرده‌اند.

    وی گفت: من واقعاً دوست دارم كه زنان موانع را پشت سر بگذارند و محدودیت ها آن‌ها را به سمت جلو هل دهد.

    زنان ورزشکار بسیاری وجود دارند که این صعود را انجام داده‌اند و بسیاری دیگر از ورزشکاران نیز در حال انجام صعودهای برتر از این هستند.

    ایتر در سن 11 سالگی کوهنوردی را آغاز کرد . او اولین عنوان جهانی خود را در 17 سالگی به دست آورد و در حالی که 21 ساله بود، اولین بار در فضای باز 8c + (5.14c) کافه کلودیو ایتالیا صعود کرد. او در سال 2014 با صعودهای هادس و بیگ چکش در زادگاه خود در اتریش و یک سال بعد در  Era Vella اسپانیا، هنگامی که برای اولین بار آزمایش در La Planta de Shiva را انجام داد، به 9a (5.14d) رسید.

    Ashima Shiraishi

    ملیت دو رگه‌ی آمریکایی ژاپنی

    اشیما شیرایشی، جوانترین کوهنورد نسل جدید ، تنها در سن 13 سالگی دومین صعود خود به عنوان زن  کوهنورد را در مسیر 9a / 9a + (5.15d / 5.15a) ثبت کرد و در حال حاضر به عنوان بهترین کوهنورد نوجوان شناخته می‌شود.

    او با پدرش در سن شش سالگی صعود به رات راک را شروع کرد و قبل از اینکه به عنوان جوانترین صعود  کننده درجه 8c + (5.14c)، در دود جنوبی در Red River Gorge، نشانی بزرگ به دست آورد، صخره نوردی قهار بود.

    شیرایشی می‌گوید: من همیشه فکر می‌کردم که همان قدرت بچه.ها را دارم و می‌دانستم که قادر هستم آنچه ممکن است را نشان دهم. این زیبایی کوهنوردی است – همه شما می‌توانید از مسیرهای مشابه بالا بروید. این چیزی است که دختران می‌توانند.

    در سال 2015، شیرایشی اولین صعود خود  در درجه (5.14d) را در Open Your Mind Direct انجام داد. در ابتدا ادعا می‌شد درجه سخت‌تری است، در واقع سخت‌ترین صعود تاکنون توسط یک زن بوده است. این ادعا به دلیل شکستگی در نزدیکی قله بود. اما در نهایت در سطح اصلی خود تأیید شده است. او در همان سفر یک درجه پیشرفت کرد. و توانست عنوان دومین زنی را ازآن خود کند که مقیاس 9a / 9a + (5.14d / 5.15a) را در Ciudad de Dios گرفت، و بسیار ممکن است که روزی او کسی باشد که‌ پرچم خود را بالاتر برافرازد.

    منبع: redbull.com